و گفتند : چرا اين قرآن بر مرد بزرگ [ و ثروتمندى ] از اين دو شهر [ مكه و طائف ] نازل نشده است ؟ ! « 2 » بنابر يك تفسير ، مقصود از مرد بزرگ وليدبنمُغيره - رئيس تيرهء بنىمخزوم - در مكه ، و عروة بن مسعود ثقفى - پولدار مشهور - در طائف بود . « 3 » در شأن نزول اين آيه نوشتهاند : وليد روزى گفت : « چه طور قرآن بر محمد نازل مىشود نه برمن ؟ ! در حالىكه من بزرگ و سرور قريشم ! . » « 4 » پس قريش ابتدا با دعوت محمد صلى الله عليه و آله به عنوان تهديدگر نظام اجتماعى آنان مخالف بودند نه بهعنوان يك آئين جديد .
2 . نگرانى اقتصادى
برخى از پژوهشگران معاصر ، انگيزهء اقتصادى را نيز از عوامل نيرومند مخالفت قريش برشمردهاند ؛ زيرا يك سلسله از آيات مكى ، ثروتاندوزان و زرمداران را به شدت نكوهش مىكند . ثروتمندان و سرمايهداران بزرگ مكه ، - كه در بحث تجارت و كليددارى قريش با ثروت هنگفت برخى از آنها آشنا شديم - با شنيدن اين آيات ، احساس خطر كردند كه با پيشرفت آيين محمد صلى الله عليه و آله ، منافع اقتصادى آنها به خطر خواهد افتاد . اينك نمونههايى از اين آيات :
مرا با آن كس كه او را به تنهايى آفريدهام ، واگذار . همان كس كه براى او « مال » فراوان دادم .
و فرزندانى كه همواره نزد او [ و در خدمت او ] هستند .
و وسايل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم .
بازهم طمع دارد كه [ مال و فرزندان او را ] بيفزايم .
هرگز ! چرا كه او نسبت به آيات ما دشمنى مىورزد . « 1 »
هامش
( 2 ) . « وقالوا لولا نزل هذا القرآن على رجل من القريتين عظيم » . ( زخرف ( 43 ) : 31 . )
( 3 ) . طبرسى ، مجمعالبيان ، ج 9 ، ص 46 .
( 4 ) . ابنهشام ، السيرة النبوية ، ج 1 ، ص 387 ؛ ابن شهرآشوب ، مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 50 .
( 1 ) . « ذرنى و من خلقت وحيداً و جعلت له مالًا ممدوداً و بنين شهوداً و مهدت له تمهيداً ثم يطمع ان ازيد . كلّا انه كان لأياتنا عنيداً . » ( مدثر ( 74 ) : 11 - 16 . )