تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

ما او را در مسير آسانى قرار مىدهيم . اما هركس كه بخل ورزد و بىنيازى بطلبد . و پاداش نيك [ الهى ] را انكار كند . به زودى او را در مسير دشوارى قرار مىدهيم . و در آن هنگام كه [ درجهنم ] سقوط كند ، مالش به حال او سودى نخواهد داشت ! « 2 » با دقت در متن اين آيات و نيز با بررسى شأن نزول آنها به نظر مىرسد كه اين آيات پس از ابراز مخالفت آنها نازل شده است ( وعلت مخالفت اوليهء آنها نبوده است ) و شايد در شدت‌بخشيدن به مخالفتها و دشمنىهاى آنها و افزايش شمار مخالفان تأثير داشته است . در هر حال ، سرمايه‌داران و بازرگانان بزرگ مكه ، در رأس مخالفان حضرت قرار داشتند . يك گزارش تاريخى مىگويد : چون رسول خدا قوم خود را به راه راست و به سوى نورى كه بر او فرود آمده بود فراخواند ، در آغاز دعوت ، از او دورى نجستند و نزديك بود سخنان او را بپذيرند تا آنكه حضرت به طاغوتهاى آنها بد گفت و گروهى از قريش كه مالدار و ثروتمند بودند از طائف آمدند ، « 3 » و سخنان او را نپذيرفتند و گفته‌هاى او را ناپسند شمردند و با او سخت به ستيزه برخاستند و پيروان خود را بر ضد او برانگيختند و آن‌گاه تودهء مردم از او روىگردان شدند و او را ترك گفتند . « 1 »

هامش
( 2 ) . « فاما من اعطى واتقى وصدق بالحسنى . فسنيسره لليسرى . و اما من بخل واستغنى . وكذب بالحسنى . فسنيسره للعسرى . و ما يغنى عنه ماله اذا تردّى . » ( ليل ( 92 ) : 5 - 11 . ) اين سوره را نهمين سوره به ترتيب نزول مىدانند . ( التمهيد ، ج 1 ، ص 104 . )
( 3 ) . گويا اين عده ، پولهاى خود را در طائف به‌كار انداخته بودند و علاوه بر مكه ، در آنجا نيز مركز بازرگانى داشتند .
( 1 ) . طبرى ، تاريخ‌الأمم والملوك ( بيروت ؛ دارالقاموس الحديث ) ، ج 2 ، ص 221 . كسانى كه به حيات انسان و تحولات جامعه فقط از ديدگاه مادى مىنگرند ، در ريشه‌يابى مخالفت قريش با اسلام ، به انگيزهء اقتصادى ، بيش از حد ، بها مىدهند و در واقع يك بعد قضيه را در نظر مىگيرند . تحليل و ارزيابى پطروشفسكى - اسلام‌شناس و ايران‌شناس مشهور روسى و استاد دانشكدهء شرق‌شناسى دانشگاه لنينگراد - را در اين زمينه مىتوان نمونه‌اى از اين‌گونه تفكر و داورى دانست . وى مىنويسد : « . . . بزرگان مكه از رباخواران و بازرگانان برده‌دار بودند ، علناً نسبت به تبليغات محمد صلى الله عليه و آله نظر دشمنانه‌اى داشتند . نتوان گفت كه سبب اين خصومت ، تعصبات دينى بوده ، بلكه تبليغات محمد عليه بت‌پرستى براى منافع بازرگانى و سياسى مكه خطرناك بوده است ؛ زيرا كه دعوت وى ممكن بود به سقوط و پرستش كعبه ( ! ! ) و « بتان » آن منجر شود و اين خود نه تنها هجوم زوار را متوقف و درعين‌حال بازار مكه را كساد و مناسبات بازرگانى آن شهر را با ديگر نقاط ضعيف مىكرد ، بلكه باعث سقوط نفوذ سياسى مكه مىگرديد . بدين سبب بود كه بزرگان مكه دعوت محمد را از نظرگاه منافع خويش بس خطرناك شمرده از وى متنفر بودند . ( اسلام درايران ، ترجمهء كريم كشاورز ، چ 7 ، تهران ، انتشارات پيام ، 1363 ، ص 26 . ) با توضيحاتى كه در متن داديم ، بىپايگى نظريهء پطروشفسكى ، نياز به توضيح بيشترى ندارد .