تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

آمادگىهاى لازم را از هر نظر براى اخذ سرّالهى ( رسالت ) نداشته باشد ، خداى حكيم چنين منصب بزرگى را به عهدهء او نمىگذارد . 5 . چگونه قابل قبول است كه اطلاعات خديجه ( كه يك فرد عادى بوده ) ، بيشتر از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد و با مشاهدهء آثار ترس و اضطراب حضرت ، او را دلدارى دهد ؟ ! 6 . از همه بدتر اين است كه تصور كنيم حضرت محمد كه به رسالت و مسئوليت هدايت مردم مبعوث شده بود ، خود نمىدانسته چه اتفاقى افتاده و پيك الهى را نمىشناخته و پيام او را درست تشخيص نمىداده تا آنكه پيرمرد نابيناى مسيحى ، بر پاى ورقهء رسالت او مهر تأييد نهاده و محمد صلى الله عليه و آله با اظهارات او ، به رسالت خويش اطمينان حاصل كرده و دلش آرام گرفته باشد . بىپايگى اين سخن به قدرى آشكار است كه نيازى به هيچ دليل و برهانى ندارد . 7 . قابل توجه است كه چنين صحنهء زننده و افسانه‌اى ، دربارهء بعثت هيچ پيامبرى از پيامبران‌الهى در هيچ‌يك از منابع اسلامى نقل نشده است با آنكه شرايط زمان و مكان بعثت بعضى از آنها ( همچون حضرت موسى ) به ظاهر چنين وضعى را اقتضا مىكرده است . 8 . شك و ترديدى كه در اين گزارش به حضرت محمد نسبت داده شده ، با آيهء قرآن سازگار نيست كه مىگويد : « قلب [ محمد ] در آنچه ديد ، دروغ نگفت . » « 1 » طبرسى - دانشمند و مفسر نامدار شيعه - مىگويد : خداوند به رسول خود وحى نمىكند مگر آنكه آن را با دلايل روشن همراه مىسازد و او اطمينان پيدا مىكند كه آنچه بر او وحى مىشود از جانب خدا است و نياز به چيزى ديگر پيدا نمىكند و دستخوش ترس و اضطراب نمىگردد . « 2 » امام صادق عليه السلام در پاسخ يكى از اصحابش كه پرسيد : چرا رسول خدا هنگام دريافت وحى ، ترس آن را نداشت كه اين از وسوسه‌هاى شيطان باشد ، پاسخ داد : « خداوند وقتى بنده‌اى را به رسالت منصوب مىكند ، به او اطمينان خاطر و آرامش مىبخشد ، به‌طورىكه هرچه از جانب

هامش
( 1 ) . « ما كذب‌الفؤاد ما رأى . » ( نجم ( 53 ) : 11 . )
( 2 ) . مجمع‌البيان ، ج 10 ، ص 384 ، تفسير آيهء « يا ايهاالمدّثّر . . . »