تنها در صورت دريافت وحى از طريق ارتباط مستقيم و بىواسطه بوده كه پيامبر اسلام فشار و سختى تحمل مىكرده و براساس برخى روايات ، رنگ چهرهاش دگرگون مىشده و قطرات عرق ، مانند دانههاى مرواريد از صورتش مىريخته است . « 1 » اما اگر پيام الهى توسط فرشته ابلاغ مىشده ، حضرت هيچ حالت مخصوصى پيدا نمىكردهاست ، چنانكه امام صادق عليه السلام مىفرمود : « هر وقت وحى را جبرئيل مىآورد ، پيامبر صلى الله عليه و آله با حال عادى مىفرمود : اين ، جبرئيل است ، يا جبرئيل به من چنين و چنان گفت ، اما اگر وحى مستقيماً بر او نازل مىشد ، احساس سنگينى مىكرد و حالتى چون بيهوشى به او دست مىداد . » « 2 » در صورتى كه جبرئيل حامل وحى بود ، نه تنها حضرت از ديدن جبرئيل احساس خاصى نمىكرد ، بلكه جبرئيل هر وقت به حضور او مىرسيد ، بدون كسب اجازه وارد نمىشد و در محضر پيامبر با نهايت ادب مىنشست . « 3 » با اين توضيح چون به اتفاق مورخان ، نخستين آيات قرآن را جبرئيل در غار حراء ، آورده بود ، هيچ جهتى براى احساس فشار و سنگينى وجود نداشته است . البته اين ، هرگز به معناى نفى احساس سنگينى مسئوليت و نگرانى آن حضرت از مخالفت بتپرستان نيست . 4 . با توجه به آمادگىهايى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله داشته و قبلًا پيامهاى غيبى دريافت مىداشته ، دليلى نداشت كه حضرت غافلگير شده ، دچار ترس و اضطراب شود . گذشته از اين ، در تعدادى از منابع آمده كه جبرئيل در ابتدا شب شنبه و شب يكشنبه نزد پيامبر آمد و بار سوم ( يعنى روز دوشنبه ) بود كه رسالت را به او ابلاغ كرد . « 4 » پس در حراء نيز نخستين ديدار حضرت با فرشته نبوده كه از مشاهدهء او دچار ترس و اضطراب گردد ! اصولًا تا كسى
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 134
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص١٣٤
هامش
( 1 ) . ابنسعد ، پيشين ، ج 1 ، ص 197 ؛ ابنشهرآشوب ، پيشين ، ج 1 ، ص 43 ؛ مجلسى ، پيشين ، ج 18 ، ص 271 .
( 2 ) . مجلسى ، پيشين ، ص 268 و 271 ؛ صدوق ، التوحيد ( تهران : مكتبةالصدوق ) ، ص 115 ؛ ر . ك : مهرتابان ، ( مصاحبههاى آيتالله سيد محمدحسين حسينى طهرانى با مرحوم علامه سيدمحمدحسين طباطبايى ) ص 207 - 211 .
( 3 ) . صدوق ، كمالالدين و تمامالنعمة ( قم : مؤسسة النشر الاسلامى ، 1405 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 85 ؛ عللالشرايع ( نجف : المكتبة الحيدرية ، 1385 ه . ق ) ، باب 7 ، ص 7 .
( 4 ) . طبرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 207 ؛ بلاذرى ، پيشين ، ج 1 ، ص 105 ؛ مسعودى ، مروجالذهب ، ج 2 ، ص 276 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 17 .