تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
سوگند به ستارگانى كه باز مىگردند . و از ديدگان پنهان مىشوند . و سوگند به شب ، هنگامى كه پشت كند و سپرى شود . و سوگند به صبح ، هنگامى كه بردمد . كه اين [ قرآن ] گفتار فرستادهء بزرگوارى [ جبرئيل ] است . فرستاده‌اى نيرومند كه نزد [ خداوندِ ] صاحب عرش ، داراى مقام والايى است . درآنجا [ در ميان فرشتگان ] مورد اطاعت [ و در پيشگاه خدا ] امين است . و يار شما [ محمد ] ديوانه نيست . او [ جبرئيل ] را در افق روشن ديده است . و او بر غيب [ و آنچه از طريق وحى دريافت داشته ] بخيل نيست . [ كه چيزى از آن بكاهد يا ناگفته بگذارد ] . اين [ قرآن ] سخن شيطان رجيم نيست . پس به كجا مىرويد ؟ ! « 1 »

گزارشى نادرست از طلوع وحى

در برخى از كتب تاريخ و حديث گزارشى نادرست و افسانه‌وار دربارهء چگونگى بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه به هيچ وجه با معيارهاى حديث و تاريخ ، قابل پذيرش نيست . از آنجا كه اين گزارش مشهور است و به برخى كتب درسى فارسى نيز راه يافته است ، بهتر است به نقل و نقد آن بپردازيم : عايشه مىگويد : نخستين‌بار كه به رسول خدا وحى شد ، خواب راست بود . هر خوابى كه مىديد مانند صبح روشن رخ مىداد . سپس به خلوت‌نشينى علاقه‌مند شد و در غار حِراء خلوت مىگزيد . در آنجا چند شب به عبادت مىپرداخت ، سپس نزد خانواده‌اش بازمىگشت و از خديجه توشه مىگرفت [ و به غار برمىگشت ] تا آنكه حق نزد او آمد و او در غار بود . فرشته نزد او آمد و گفت : بخوان . گفت : من خواندن نمىدانم . پيامبر مىگويد : فرشته مرا
هامش
( 1 ) . تكوير ( 81 ) : 15 - 26 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 131 | مهدى پيشوايى