بخوان بهنام پروردگارت كه [ جهان و جهانيان را ] آفريد .
آنكه انسان را از خون بسته آفريد .
بخوان كه پروردگارت بزرگوارترين [ بزرگواران ] است .
آنكه بهوسيلهء قلم [ دانش ] آموخت .
آنچه را كه انسان نمىدانست به وى آموخت .
خداوند ، ديدار فرشتهء وحى ( جبرئيل ) با محمد صلى الله عليه و آله و ابلاغ پيام او را در دو جا از قرآن مجيد تصوير كرده است :
سوگند به ستاره هنگامى كه افول مىكند
كه يار شما [ محمد ] نه گمراه شده است و نه منحرف
و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد .
آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده ، نيست .
او را آن [ فرشتهء ] بس نيرومند [ جبرئيل ] آموخته است .
همان كه توانايى فوقالعاده و سلطه دارد .
درحالى كه [ آن فرشته ] در افق اعلا قرار داشت .
سپس [ به محمد ] نزديك و نزديكتر شد .
تا آنكه فاصلهء او [ با محمد ] به اندازهء دو كمان يا كمتر شد .
در اين هنگام خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بندهاش وحى كرد .
قلب [ محمد ] در آنچه ديد دروغ نگفت .
آيا دربارهء آنچه [ محمد با چشم خود ] مىبيند ، با وى ستيزه مىكنيد ؟ ! « 1 »
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) : 1 - 12 . دانشمندان اسلامى ، اين آيات را مربوط به بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىدانند . قراين و شواهدى نيز اين معنا را تأييد مىكند . ( ر . ك : مجلسى ، بحارالانوار ، ج 18 ، ص 247 ؛ محمدهادى معرفت ، التمهيد فى علومالقرآن ، ج 1 ، ص 35 ؛ احمد بن محمد القسطلانى ، المواهب اللدنية بالمنح المحمدية ، تحقيق : صالح احمد الشامى ( بيروت : المكتبالاسلامى ، ط 1 ، 1412 ه . ق ) ، ج 3 ، ص 88 - 89 ؛ ولى بر اساس تفسير ديگر ، مربوط به معراج است .