وصيت كرد . « 1 »
عبد المطلب از دنيا رفت در حالى كه پيامبر خدا ( ص ) هشتساله بود ، و او خودش صد و بيست سال از سنش مىگذشت .
خداى عزّ و جلّ عبد المطلب را در جسم توانايى بخشيده بود ، و در شكيبايى و بخشندگى حوصلهاى وسيع و دستى گشاده ارزانى داشته بود . او را يكتاپرست و معتقد به پاداش قيامت ، و خداپرست در زمان جاهليت ساخته و از پرستش بتها ، و از هر مهلكهاى كه مايهء تباهى مردان است به دور داشته بود . او ستم و ارتكاب به گناهان را سخت بزرگ و ناپسند مىشمرد .
او نخستين كسى بود كه در غار حرا خلوت مىگزيد تا در جلال و عظمت خداى تعالى به عبادت و تفكر بپردازد ( - تحنث ) وى در ماه رمضان به چنين عبادتى مشغول مىگشت و فقرا و مساكين را در آن ماه اطعام مىكرد .
هم او نخستين كسى است كه در مكه آب گوارا به مردمان رسانيد ، و در خواب مأمور شد كه چاه زمزم را حفر كند و آن را فرمان برد و چاه مزبور را به همراه تنها فرزندش حارث حفر نمود .
و چون ابرهه با سپاهيان فيل سوارش به قصد خراب كردن خانهء خدا به حوالى مكه رسيدند ، عبد المطلب قريش را به مقابله با سپاه ابرهه فرا خواند ، اما آنها زير بار نرفتند و بر سر كوهها گريختند ؛ ولى عبد المطلب خانهء خدا را ترك نكرد و خداى را مخاطب ساخته چنين سرود :
يا ربّ إنّ العبد يمنع رحله فامنع رحالك . . . تا آخر ابياتى كه گذشت .
بعد از اينكه خداوند ابرهه و سپاهيانش را هلاك كرد ، عبد المطلب ضمن اشعارى چنين گفت :
إنّ للبيت ربّا مانعا * من يرده بأثام يصطلم
تا آخر ابياتى كه گذشت .
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد ( 1 / 118 ) .