اعتقاد داشت ، و همين امر را به ديگران نيز تبليغ مىكرد .
در بحار الانوار ، به سندش از امام جعفر صادق از پدرش از جدش از على بن ابى طالب ( ع ) از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه در وصيتش به على ( ع ) فرمود :
اى على ! عبد المطلب در دوران جاهليت پنج سنت بر جاى نهاد كه خداى تعالى اجرا و انجام آنها را در اسلام مقرر داشت :
ازدواج با زنهاى پدر را حرام كرد ؛ و خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود :
وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ
با زنانى كه پدرانتان به ازدواج خود در آوردهاند ، ازدواج نكنيد .
عبد المطلب گنجى يافت ، خمس آن را جدا كرد و در راه خدا صدقه داد ؛ خداوند نيز فرمود :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ . . .
بدانيد ، هر چه را كه به دست مىآوريد ، خمسش از آن خداست . . . .
و وقتى چاه زمزم را حفر كرد ، آن را آبشخور حاجيان قرار داد ؛ و خداوند نيز فرمود :
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . .
آب رساندن به حجاج . . . ؟
او ديهء قتل را صد شتر تعيين كرد ، و خداى عزّ و جلّ همان را نيز در اسلام مقرر فرمود .
سابقا براى طواف به گرد خانه خدا ، قريش حد و معيارى نداشتند . عبد المطلب طواف را هفت شوط تعيين كرد و خداوند همان را در اسلام مقرر داشت .
اى على ! عبد المطلب بر مبناى تيرهاى ازلام قسمت نمىكرد ، بتى را نمىپرستيد و گوشت قربانى شده براى بت را نمىخورد و مىگفت : من به دين پدرم ابراهيم پايبندم . « 1 »
نكتهء جالب توجه اين است كه جوشش آب از زير سم شتر عبد المطلب - كه حكايت آن پيشتر گفته شد - كرامتى بود كه خداوند بدان وسيله او را گرامى داشته بود ، همچنانكه جدش اسماعيل را پيش از آن ، با روان شدن آب زمزم در زير پاى او گرامى داشته بود . خداوند با
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ( 15 / 127 ) به نقل از خصال شيخ صدوق ( 1 / 150 ) .