دختران ، تحريم شراب و زنا ، و اينكه نبايد كسى لخت و عريان به گرد خانه خدا طواف كند . « 1 »
در كتاب سيرهء نبويه آمده است :
عبد المطلب پسر هاشم ، از جمله مردان بسيار حليم و حكيم قريش ، و مردى مستجاب الدعوه بود . او شراب را بر خود حرام كرده ، نخستين كسى بود كه بسيارى از شبها را در كوه حراء به عبادت ( تحنث ) مىپرداخت . وى چون ماه رمضان فرا مىرسيد ، فقرا را اطعام مىكرد ، و از كوه بالا مىرفت و در گوشهاى از آن با خود خلوت مىنمود با اين هدف كه از مردم كناره گيرد و در عظمت و بزرگى ذات بارى تعالى تفكر كند . « 2 »
در تاريخ يعقوبى و انساب الاشراف بلاذرى - با تلخيص - چنين آمده است ( و ما مطلب را از تاريخ يعقوبى اخذ كردهايم ) :
سالهاى مصيبت بارى از قحط و غلا بر قريش گذشت تا آنجا كه كشتزارها از ميان رفت و شير در پستانها بخشكيد . قريشيان درمانده و بيچاره به عبد المطلب پناه بردند و گفتند :
خداوند بارها به بركت وجود تو باران رحمتش را بر ما باريده است ، اينك باز از خدا بخواه تا ما را سيراب كند .
عبد المطلب به همراه رسول خدا ( ص ) كه در آن روز در دامان جدش بود و ( به اتكاى جدش راه مىرفت ) بيرون شد و خدا را چنين دعا كرد :
« اللّهم سادّ الخلّة ، و كاشف الكربة ، أنت عالم غير معلّم ، مسئول غير مبخّل ، و هؤلاء عبداؤك و إماؤك بعذرات حرمك يشكون إليك سنيهم الّتى أقحلت الضرع و أذهبت الزّرع ، فاسمعنّ اللّهمّ و أمطرنّ غيثا مريعا مغدقا » .
بار خدايا ! اى برآورندهء نياز ، و اى بر طرف كنندهء محنت ، تو داناى ناآموخته ، و سؤال شونده غير بخيلى و اينان بندگان و كنيزان تواند كه پيرامون حرمت سكنا
هامش
( 1 ) - سيرهء حلبيه ( 1 / 4 ) ؛ و سيرهء نبويه ( 1 / 21 ) .
( 2 ) - سيرهء نبويه ( 1 / 20 ) ؛ قريب به همين مضمون در انساب الاشراف ( 1 / 84 ) آمده است .