عبد المطلب پسرانش را به صلهء رحم و اطعام طعام سفارش مىكرد آنها را تشويق مىكرد و مىترسانيد تا مانند كسانى كه معتقد به معاد و بعثت و نشورند عمل نمايند . او سقايت و رفادت را بر عهدهء پسرش « عبد مناف » يعنى « ابو طالب » نهاد و سفارش پيامبر خدا ( ص ) را نيز به او كرد . « 1 »
در كتابهاى سيرهء حلبيه و نبويه آمده است :
عبد المطلب از جمله كسانى بود كه در ايام جاهليت شراب را بر خود حرام كرده بود . او مردى مستجاب الدعوه بوده است . وى را به خاطر جود و بخششى كه داشت « فياض » مىگفتند ، و از آنجا كه براى پرندگان و وحوش ، غذا بر سر كوهها مىگذاشت « مطعم طير السّماء » ( غذا دهنده به پرندگان آسمان ) لقب داده بودند . راوى مىگويد : عبد المطلب از مردان شكيباى قريش و حكماى آن به شمار مىرفت .
آنگاه به نقل از سبط بن جوزى - با تلخيص - آورده است :
عبد المطلب فرزندانش را به ترك ستم و سركشى فرمان مىداد ، و ايشان را به رعايت مكارم اخلاق تشويق و تحريك مىنمود ، و از كارهاى زشت و ناپسند بازشان مىداشت . او مىگفت : هيچ ظالم و ستمگرى چشم از دنيا نمىبندد ، مگر اينكه انتقام ستمهايش را از او مىگيرند و عقوبت آنها را درمىيابد .
قضا را مردى ستمگر از اهالى شام بدون اينكه عقوبت كارهاى ناروايش را ببيند از دنيا رفت . داستان را به عبد المطلب بازگفتند . او مدتى به فكر فرو رفت و در آخر گفت : به خدا سوگند در پس اين دنيا ، سرايى است كه در آن نيكوكار به كارهاى نيك و پسنديدهاش ، و بدكار به كارهاى ناروا و زشتش پاداش داده مىشود .
اين سخن بدين معناست كه مآل انسان ستمگر در دنيا چنين است ، و اگر مرد و عقوبتى نديد ، سزاى وى براى آخرتش آماده و مهياست .
از او سنّتهايى بر جاى مانده كه بيشتر آنها را قرآن و سنت تأييد كرده است مانند وفاى به نذر ، جلوگيرى از نكاح با محارم ، بريدن دست دزد ، جلوگيرى از زنده به گور كردن
هامش
( 1 ) - مروج الذهب ( 2 / 108 - 109 ) .