4 - جارح : زخم .
5 - كظم : راه نفس ، ناى .
6 - أشرم : گوش يا بينى بريده ( آن كس كه گوش يا بينىاش شكافته شده باشد ) و از سخن عبد المطلب چنين پيداست كه ابرهه چنين بوده است .
7 - تردى : به هلاكت افكند .
8 - غرّ : غرّه غرّا و غرورا : او را فريب داد و او را مجبور كرد كه به يك چيز باطل طمع ورزد ، چنين كسى مغرور و فريب خورده است .
9 - إبرهم : ابراهيم است كه بنا به ضرورت شعرى مخفّف شده است .
10 - عنوة : أخذ الشىء عنوة يعنى : چيزى را به اجبار و با زور گرفت .
11 - إيفاء الذّمم : وفاى به عهد . يعنى : در ميان ما ذريّهء حضرت ابراهيم صلهء رحم و وفاى به عهد رايج است . و يا در ميان ما آل اللّه يعنى انبيايى مانند هود و صالح و ابراهيم ( ع ) ، بودهاند . و بجاست كه بگوييم او از لفظ « فينا » هر دو گروه را در نظر داشته ، چه ، در ذريهء ابراهيم آل اللّه و حجج او بودهاند ، همانگونه كه انبيايى پيش از ابراهيم ( ع ) بودهاند ، مثل هود و صالح .
عبد المطلب در اين ابيات مطلبى را به اين مضمون تكرار مىكند كه اين خانه را پروردگارى است كه مانع مىشود هر كس را كه به گناه بخواهد آن را در هم بكوبد . همچنين در اين ابيات داستان تبّع حميرى را خاطر نشان مىسازد كه در مورد خانه خدا دست به تجاوز زد ، سپس سخن را به موضوع ابرهه برمىگرداند و مىگويد :
آنگاه كه آن مرد گوش يا بينى بريده قصد حمله به خانهء خدا را داشت گفتم : اين گوش بريده در اين تجاوز به حرم بسيار مغرور و فريب خورده است .
عبد المطلب پس از ذكر اين مطلب خبر مىدهد كه خودش و سلسلهء پدرانش از ذريّهء اسماعيلاند و از همان زمان ابراهيم ( ع ) آل اللّه بودهاند ، همان گونه كه امثال هود و صالح آل اللّه بودهاند . اين هود و صالح آل اللّه همان كسانى هستند كه قوم عاد - صاحبان شهر ارم - و پس از آنها قوم ثمود را از ميان برداشتهاند .
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٩٧