بلاذرى در كتاب انساب الاشراف خود ، چگونگى به حركت درآوردن اين دو كاروان تجارتى قريش را به وسيلهء هاشم چنين آورده است :
هاشم بن عبد مناف مبتكر سفر تجارتى قريش ، و نخستين بنيانگذار آن است و داستان آن از اين قرار است :
هاشم ابتدا براى عزيمت كاروان تجارتى قريش از پادشاهان شام تضمين امنيت گرفت كه بازرگانان قريش با امنيت خاطر باشند . آنگاه برادرش « عبد شمس » از فرمانرواى حبشه چنين امنيتى را براى بازرگانان خود كه به آنجا كالا مىبردند دريافت كرد ، و « مطلّب بن عبد مناف » از پادشاهان يمن ، و « نوفل بن عبد مناف » از فرمانروايان عراق چنين پيمان امنيتى را اخذ كردند . به اين ترتيب در طى دو سفر تجارتى ، در زمستان به سوى يمن و حبشه و عراق و در تابستان به سوى شام عزيمت مىكردند . « 1 »
خداوند در اين باره ، در سورهء قريش چنين مىفرمايد :
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ ( ) إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ ( ) فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ ( ) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ
براى انس و الفت قريش * الفت آنها در سفر زمستان و تابستانى * پس ( به شكرانهء اين دوستى ) پروردگار اين خانه را بپرستند * آنكه از گرسنگى شديد رهانيد و خوراكشان داد ، و از ترس بزرگ ايمنشان ساخت .
عرب به خاطر كسب افتخار و خوشنامى در مجتمع عربى ، در امر رسيدگى به ميهمان و اكرام و اطعام او بر يكديگر پيشى مىگرفتند ، و چه بسا مالى را كه در اين راه به مصرف مىرسانيدند از راه چپاول و غارت و غصب و ربا و قمار و از اين قبيل بدست آمده بود . اما هاشم به چنين مالى رضا نمىداد .
نيز مىدانيم كه او مىخواست تا انفاق ، براى جلب رضاى خداى متعال باشد و به خاطر آن بود كه گرسنگان سال قحط و گرانى را سير مىكرد و كاروان تجارتيش را به كاروان حمل خوراك بر شتران تبديل كرده ، در مكه همان شترانى كه كالاهاى تجارى او را حمل
هامش
( 1 ) - انساب الاشراف بلاذرى ( 1 / 59 ) .