بدان كه فضل ، دادن عطيّهاى است بىآنكه از مقولهء جزا و ثواب عمل باشد .
« يا خير من دعى لكشف الضّرّ و المأمول لكلّ عسر و يسر » .
اى بهترين كسى كه خوانده شدهاى از براى دفع ضررها و محنتها و از براى طلب خير و آرزوها . و حاصل معناى اين فقره اين است كه : اى بهترين كسى كه خوانده شدهاى از براى دفع ضرر و طلب خير و طلب چيزى كه اميد داشته شود به او و اميدوار باشند به او واى آن كسى كه خوانده شدهاى از براى هر دشوارى و آسانى .
تحقيق و فيه فائدة
بدان كه لفظ « المأمول » عطف است به « كشف » كه لام جارّه بر سرش داخل است نه بر لفظ ضرّ ، زيرا كه كشف از براى هموم و غموم و ضرّ و محنت است ، نه از براى مأمول و اميد داشته شده ، يا آنكه بايد قائل شد به حذف مضاف به اين تقدير :
« و لطلب المأمول » . و بعضى از فضلا گفتهاند « لكلّ عسر » متعلق است به مأمول و كلمهء « المأمول » عطف است به من و تقدير او چنين است كه : « يا خير المأمول لكلّ عسير » و در بعضى از نسخ « لكلّ عسر » به واو است ، و اين خوب سخنى است ، لكن اين قدر هست كه در اين صورت در اعادهء لام خفائى هست ، و نيز ملايم نيست با قول او - عليه السّلام - : « بك انزلت » مگر اينكه گفته شود كه او مربوط است در اين هنگام به قول او كه فرمود : « فلا تردّنى » و مخفى نيست كه توجيه و تقدير حقير بهتر است . و « كشف » در لغت به معناى برداشتن و برهنه كردن و بر طرف ساختن و ظاهر نمودن و زايل كردن ، همه استعمال شده از براى دفع هر دشوارى و حصول هر آسانى .
« بك انزلت حاجتى فلا تردّنى من سنىّ مواهبك خائبا يا كريم يا كريم يا كريم برحمتك يا ارحم الرّاحمين و صلّى اللّه على [ خير خلقه و سيّدنا ] محمّد و آله الطّاهرين . » يعنى : به جناب اقدس تو فرود آوردم حاجت خود را ، پس رد مكن و باز مگردان مرا از بخششها و انعام سنيّهء خودت نوميد ، و دور مگردان مرا از مواهب سنيّهء رفيعهء