تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
« فيا من توحّد بالعزّ و البقاء و قهر عباده بالموت و الفناء صلّ على محمّد و آله الاتقياء » . يعنى : پس اى كسى كه يگانه و متوحّد است به عزّت و غلبه بر همهء اشياء و بىمانند و يكتاست در هستى . و بقاء يعنى غالب غير مغلوب بودن ، و باقى غير فانى بودن مخصوص ذات اقدس توست . و اى خداوندى كه قاهر و غالب است بر بندگان خود به ميراندن و فانى ساختن ، رحمت فرست بر محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - و اهل بيت او كه پرهيزگارانند و پاكانند از عقايد باطله و افعال ذميمه و از هر چه شايستهء بندگى و جناب اقدس تو نيست . بدان كه فاء در كلمهء « فيا من توحّد » متفرّع است بر فقرات سابقه و به منزلهء فاء نتيجه است ، و مراد از عباد اعمّ است از ذى روح و غير ذى روح و موت بالنسبه از براى ذوى الارواح است و فنا و اضمحلال و تلاشى بالنسبه به اجسام است ، زيرا كه موت ، ازهاق « 1 » روح است و ارواح را فنا و نيستى نيست ، زيرا كه در حديث قدسى واقع است كه : « خلقتم للبقاء لا للفناء » بلكه ابدان فانى مىشوند . و در دعايى كه در زيارت اموات واقع است كه : « السّلام على الارواح الفانية و الاجساد البالية و العظام النّخرة » مراد از آن ارواح فانية الابدان است و تقدير چنين است كه : السلام على الارواح الفانيه أبدانها ، يا آنكه فناى ارواح و ابدان هر دو در نفخهء اولى واقع مىشود . و در بعضى از نسخه‌ها لفظ عباده را ندارد و بنا بر اين بايد تقدير كرد مفعول را به چيزى كه اعم باشد از عباد . « و استمع ندائى و استجب دعائى و حقّق بفضلك املى و رجائى » . بشنو به سمع اجابت نداى مرا در طلب حاجات كه از حضرت تو توقّع مىكنم و قبول كن دعاى مرا و روا كن حاجت مرا و ثابت گردان به فضل و كرم خود آرزو و آنچه را كه از تو اميدوارم .
هامش
( 1 ) ى : اذهاق ، ع : اذحاق .
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 201 | مصطفى بن محمد هادى خوئى