شيخ برصيصا [ 1 ] و شيطان گمراه بىحيا خواهد شد .
و بندگى و سلوك به سوى حق و رسيدن به بهشت و تقرّب يافتن در درگاه قدس و رفاقت با رفيق اعلا و بهره بردن از فيوضات ائمّهء هدى و حصّه « 1 » برداشتن از ولايت ايشان و منتفع شدن از ولايت كبرى ، بىتقوا و پرهيزگارى و بىخوف و خشيت از جناب بارى ، تصوّر باطل و امرىست محال .
برادر ! هيچ چيز را نمىدانى ، اين را كه مىدانى هرگز كاسهاى گرمتر از آش نشده ، خود امامان و بزرگان ، شب و روز در طريق بندگى نمىآسودند و از خوف خدا مانند بيد مىلرزيدند و از انواع شبهات و محرّمات و اطعمه و اشربهء غير مباحه اجتناب مىكردند ، و تو به اين عنق منكسره « 2 » و چانهء معوّجه مىخواهى مفت و مسلّم بندهء خدا شوى ، اين منتهاى سفاهت و حمق است ، و لولا الحمقاء لخربت الدنيا ! بلى عزيز من ! هر نهانى را عيانى پرده گشا و هر گفتارى را كردارى حقيقت نماست ، پس جهد نما تا در دار العباد اخلاص از بوتهء امتحان ، كامل عيار بر آمده ، دعواى گفتارت را شاهد كردارت مصدّق و تو در ميانه صادق باشى .
« الّفت بقدرتك الفرق و فلقت « 3 » برحمتك الفلق » .
الفت و آميزش دادى به قدرت كاملهء خود پراكندهها را و گروههاى مختلفه را و التيام بخشيدى امور متضادّه را ، چون انسان كه مركّب است از عناصر اربعه كه هر يك از آنها نفى و ضدّ آن ديگرى ست ، و مانند آن چون اجتماع تذكّر و نسيان ، و فراموشى و حافظه ، و خوف و جرأت ، و علم و جهل ، و منع و عطا ، و بلندى و
هامش
[ 1 ] برصيصا زاهدى بود در ميان قوم بنى اسرائيل ، روزى فريفتهء زنى شد و با وى در آويخت . چون زن آبستن شد ، از بيم آبرو ريزى و براى مخفى كردن گناه خود ، مرتكب گناه بزرگترى شد . زن را در خانه كشت و زير درختى دفن كرد . سپس شيطان او را تهديد كرد كه اگر بر او سجده نكند ، اين خبر را افشاء خواهد كرد . آنگاه بر شيطان سجده كرد و دچار شقاوت و نگون بختى ابدى گرديد .
( 1 ) سهم و نصيب .
( 2 ) گردن شكسته .
( 3 ) حاشيهء ع : خلقت .