تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
صنم مىكنى سجود . علم بىعمل و بال ، و قول بى فعل ، نكال است . وقتى توحيد شخص مسجّل شود كه قبلهء دلش يكتا شود و از غير خدا تبرّا كند تا فعل او مصدّق قول او باشد . نعم ما قال :
ايّاك نعبد بر زبان ، دل در پى اين است و آن * كفر است گر گويى يكى ، شرك است گر گويى دو تا
و معناى « سبحانك اللّهمّ و بحمدك جلّ ثناؤك » اين است كه به پاكى ياد مىكنم تو را از همهء نقصها ، به پاكى ياد كردنى و به ستايش ياد مىكنم تو را كه شايستهء آنى ، و به عبارت اخرى ، پاك مىدانم و منزّه مىشمارم جناب تو را از هر چه به جلال تو نسزد و جمال تو را نزيبد .
پاك از آنها كه جاهلان گفتند * پاكتر زانچه عاقلان گفتند
و به عبارت اخرى ، پاك و منزّه مىدانم و پاكيزه و مقدّس مىشناسم ساحت كبريايى تو را از غبار هر چه تو را نسزد و نشايد و از هر چه جناب عظمت و بزرگى تو را لايق نباشد و كبريا و جبروت تو را نسزد ، خداوندا و حال آنكه مشغولم به ستايش و ثناى تو بر آنكه توفيق داده‌اى تو مرا كه تنزيه تو كنم و تقديس تو را بجا آورم . « من ذا يعرف قدرك « 1 » فلا يخافك و من ذا يعلم ما أنت فلا يهابك » . يعنى : كيست آن كه عارف و شناسا باشد قدر و بزرگى تو را و نترسد از قهر و عقوبت تو و از مؤاخذهء تو در دنيا و آخرت . و در بعضى از نسخه‌ها بعرش قدرك و قدرتك واقع است ، و بنا بر اين ترجمهء فقرهء مباركه چنين است كه : كيست كه شناساى مرتبهء قدرت تامّهء تو باشد و بداند كه جناب تو بر هر چيزى كه در تحت امكان است قدرت دارى و آن كس از غضب و قهر هراسان نباشد و از اين جهت
هامش
( 1 ) حاشيهء ى : ذا الذي به جاى ذا ، قدرتك به جاى قدرك .