تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
است كه علما را اين معرفت و شناسايى به قدرت و عظمت آن جناب است و مىدانند كه : « انّ اللّه قادر على كلّ شيء » محقق است ، از خداوند هميشه هراسانند ، كما اشار إليه تعالى
انّما يَخشَى اللّهَ مِنْ عِبادِه العُلَماءُ
« 1 » . و از اين جهت است كه فرموده‌اند علامت علم و عالم بودن ، پرهيزگارى و خشية اللّه است و الاّ آن باطن جهل و ظاهر علم مدّعى است و كذّاب است و ابليس مجسّم است . و كيست آن كه عالم و دانا باشد كه چه چيزى تو و هراسان نباشد از تو ؟ يعنى كيست آن كه عالم باشد صفات جلال تو را به عظمت و جبروت و واهمه نكند از سطوت الوهيت تو ؟ و كيست كه دانا بود به خدايى و بداند كه تو كيستى و از تو نترسد ؟

موعظهء كافيه

اى برادر من ! ملاحظه فرما و ببين كه نشانهء خداشناسى و علامت بندگى نيست ، مگر خوف و خشيت و ترسيدن و هيبت . پس اگر خوف و خشيت از خداوند عالم كه زمين و آسمان و انبيا و اوليا از قهر و سطوت او مىترسند ، دارى ، خوشا بر تو و بر عبادتهاى تو ! و گوارا باد در مذاق جان تو اين لذّتهاى روحانى و اين تنعّم از اين جنّات جاويدانى ! و الاّ واى بر تو ! كه بى خوف و هيبت هيچ چيز عايد تو نخواهد شد غير از تعب و ملال و تضييع اوقات و مثل تو آن وقت مثل بلعم بن باعورا [ 1 ] و
هامش
[ 1 ] بلعم بن باعور يا بلعار ، مردى زاهد و مستجاب الدعوه بود در زمان حضرت موسى ، به اغواى زنى بر موسى و قوم او نفرين كرد كه در بيابان و صحرا سرگردان شدند . سپس موسى عليه او دعا كرد تا ايمانش سلب شود و چنين شد . گويند سه دعاى وى در مقابل كمال زهد او به وى عطا شد . زن او گفت يكى از سه دعا را در كار جمال من كن و او دعا كرد و زن در جمال و زيبايى بىنظير شد . سپس از شوى خود روى برتافت . دعاى ديگرى كرد و زن به صورت سگ در آمد به خواهش فرزندان دعاى سوم كرد تا زن به صورت اول خود برگشت ! مولوى درباره وى چنين گفته است :بلعم باعور و ابليس لعين * سود نامدشان عبادتها و دين
( 1 ) فاطر : 28 .