پستى ، و غير ذلك من الاضداد در انسان . و از جملهء تأليفات جناب اقدس الهى ، الفت دادن ما بين اناث و ذكور ، و عرب و عجم ، و الفت ما بين طيور مختلفه و حيوانات مختلفه و متضادّه است كه با هم دارند و در موقع و آبشخورش اتّحاد دارند ، و الفت گرفتن حيوانات وحشى و سركش است با انسان از قبيل انعام اربعه و مرغان وحشيّه و غير ذلك ممّا لا تحصى ، و همچنين تأليفاتى كه ما بين اخلاط اربعه كه در آدمى و ساير حيوانات است و ساير اجزاى عقاقير « 1 » و معجونات دوائيّه مانند سكنجبين و غير ذلك .
و شكافتى به رحمت و لطف خود ، سفيدى صبح را به بيرون آوردن پرتو آفتاب كه آن زمان دعا و افاضهء رحمت و وقت طلب روزى و معيشت است و جمهور مصالح و نظام دنيا و تعليم و تعلّم و كسب و اكتساب و تحصيل اقوات و ارزاق ، منوط و موقوف است به آن . و تأليف ، مناسبت قرار دادن است ما بين اشياء متفرّقه و جمع اعمّ است از آن . و قدرت به معناى توانايىست . و فرق ، مانند عنب ، جمع فرقه است به معناى گروه و به معناى فصل و جدايى و ما به الفصل آمده است ، چنانچه عرب مىگويد : فرّق بينهما اى فصّل . و مراد از فرقه در اينجا اجناس مختلفه است و در بعضى از نسخ ، مكان فلقت ، خلقت واقع شده و فلق - به سكون لام - به معناى شكافتن است و - به فتح لام - در لغت عبارت است از ما يفلق عنه و فعل به معناى مفعول است ، و مخصوص است در عرف به سفيدى كه در اوّل صبح در طرف مشرق ظاهر مىشود .
« و انرت بكرمك دياجى الغسق » .
و روشن كردى به كرم خود شدّت تاريكيهاى اوّل شب را از براى تسهيل « 2 » معيشت و طلب اشياء ضروريّه ، و چه نيكو رباعيى است اين رباعى كه در خصوص اين فقرات ثلاثه گفته شده :
هامش
( 1 ) عقاقير : گياهان دارويى .
( 2 ) ع : تحصيل .