عقيله ، پا بند اشتر است ، و عقل را كه به معناى خرد است . از آن جهت عقل گويند كه نگاه مىدارد آدم را « 1 » از قبايح و از مضارّ ، پس هر كس كه خود را از مضارّ و قبايح و از عيوب و عار و مضرّات دنيوى و اخروى نگاه ندارد ، آن عقل ندارد و از اين جهت است كه در حديث وارد است : شارب الخمر سفيه است . و يقين است كه هر كه عقل را ، كه مناط انسانيّت است ، ندارد ، داخل حيوانات است ،
اولئِكَ كَالانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ
« 2 » ، و ازمّه جمع زمام است .
« و هذه أعباء ذنوبى درأتها برأفتك و رحمتك » .
يعنى : و اينها گرانيها و اثقال گناهان من است كه دفع كردم آن را به مهربانى و بخشش تو . و تعبير از ادرء به لفظ درأت كه فعل ماضى است از جهت تحقّق و تيقّن است به وقوع آن ، و كذلك النكتة في عقلت مكان اعقل في السّابق و وكلت موضع اكل في اللاحق . و اعباء مانند جرحى و سنگين از هر چيزى كه باشد . و درأ و تدارأ به معناى دفع است در خصومت .
« و هذه أهوائي المضلّة وكلتها إلى جناب لطفك و عفوك » .
و اينها هواهاى گمراه كنندهء من است كه واگذاشتم آنها را به سوى آستان سراى لطف و عفو تو و آمرزگارى تو و ظاهر است كه لطف تو آن خواهد كرد كه مرا از آنها نگاه دارد و به راه راست آورد .
« فاجعل اللّهمّ صباحى هذا نازلا علىّ بضياء الهدى و السّلامة في الدّين و الدّنيا و مسائى جنّة من كيد العدى و وقاية من مرديات الهوى انّك قادر على ما تشاء » .
پس بگردان خدايا اين صباح مرا و فرود آينده بر من به روشنى هدايت و به سلامت در دين يعنى سالم ماندن از عقوبات آخرت و سلامت در دنيا . يعنى فارغ بودن از محن و تعلّقات او و بگردان شامگاه مرا سپر و مانع گردان از حيلهء دشمنان ، يعنى وسوسهء نفس و شيطان و اشرار آدميان و نگاه دارندهاى مرا از مهلكات هواى
هامش
( 1 ) ى : « را » ندارد .
( 2 ) الاعراف : 179 .