تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
راست را كه عزم آمدن به سوى تو دارد ، و حال آنكه در اين آمدن ، ساعى و شتابان است . و در بعضى از نسخ به عوض « ساعيا » ، « ساغبا » است . و صغب « 1 » - با صاد و غين معجمه - به معناى نزديكى است ، كقوله - عليه السّلام - الجار لا حقّ بصغبه ، و سغب - با سين و غين معجمه - به معناى گرسنه شدن ، و ساغب و سغبان يعنى گرسنه ، و همچنين سقب - باسين و قاف - به معناى نزديكى است كذا في الصّحاح .

اللغّة :

رشد - كنصر - و رشدا و رشادا : اهتدى ، و استرشد اي طلب الاهتداء . القصد : الاستقامة و الاعتماد و العزم و بمعنى وسط الطّريق . و استفهام به معناى نفى است ، اي حاشا ان تخيّب بل ما تخيّب . « ام كيف تطرد ظمانا ورد إلى حياضك شاربا » . يعنى : يا چگونه بر مىگردانى و رد مىكنى و محروم مىگذارى تشنه‌اى را كه رسيده باشد بر حوضهاى رحمت تو از آشاميدن ، و حال آنكه آن وارد ، ارادهء آشاميدن دارد و كمال خشك لبى و ارادهء عطش دارد . و در اينجا نيز استفهام ، استفهام انكارى است و ام ام متّصله است . « كلاّ و حياضك مترعة في ضنك المحول » . يعنى نه چنين است كه دور گردانى ، و چون چنين باشد و حال آنكه حوضهاى رحمت تو مالامال است از زلال رحمت در اوقات تنگى حال و خشكى سال و در اوقات بى آبى و قحطى باران ، يعنى در اوقات نايافت رحمت در نزد ديگران . « و بابك مفتوح للطّلب و الوغول و أنت غاية السؤل و نهاية المأمول » . يعنى : و حال آنكه در رحمت سراى تو گشاده از براى دخول طالب [ است ] « 2 » و از براى دخول « 3 » ، يعنى در كرم و لطف تو گشاده است از براى طلب « 4 » كه مراد از او خوانده شدگانند ، و از براى كسانى كه به غير طلب مىخواهند به آن خانه در آيند و
هامش
( 1 ) ى : و سغب با صاد و غين معجمه . ( 2 ) ى : دخول طالب . ( 3 ) ع : از براى كسى كه دخول اراده كند . ( 4 ) ع : طلب كننده .