تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و اخلاص به درگاه تو آمده باشم ، مگر از راه حصول اميدها و آرزوها ، يعنى آمدن من نيست مگر به واسطهء اميدها از كرم تو ، و قاعدهء كريم نيست كه وافد و وارد و اميدوار را محروم كند . مصراع : و من دقّ باب الكريم للفتح انفتح « 1 » .
غمگينم و از در تو با غم نروم * جز شاد و اميدوار و خرّم نروم از درگه همچو « 2 » تو كريمى هرگز * محروم كسى نرفت و من هم نروم
« ام علقت به اطراف حبالك الاّ حين باعدتنى ذنوبى عن دار الوصال » . يا چسبيده باشم به اسباب رحمت تو كه همچون ريسمانهاى محكم است و موصل است مرا به مطلوب من ، مگر وقتى كه دور كرد مرا گناهان من از دار وصال كه عبارت است از خلوتسراى وصل به جناب حق و قطع تعلقات از ما سواى مطلق . و به عبارت اخرى : يا آويخته باشم خود را به اطراف حبل المتين آمرزگارى تو ، مگر وقتى كه دور كرده باشد مرا گناهان من از شايستگى دخول دار وصال . و در اينجا نيز استفهام از براى انكار است . و علقه و تعليق ، چسبيدن است به دامن و چسبيدن است به شاخ و حلقه و ريسمان محكم و امثال آن . پس حاصل معناى فقرهء چنين است كه : خداوندا ! عادت ما بندگان اين شده كه نيامديم به سوى تو ما عاصيان هرگز مگر به جهت مطلبى از مقولهء مكنت و ثروت و عزّت و استطاعت ، يا از جهت خوف نزول بلا و محنت ، و همين كه مراد و مطلب « 3 » ما از درگاه تو كريم حاصل شد ، پس از درگاه تو رو گردان شديم و به قدم بيوفايى طريقهء نافرمانى و معصيت تو را پيموديم ، و از الطاف و احسان‌هاى تو بالكلّيه فراموش كرديم و هميشه در مقابل احسان تو عصيان ورزيديم و پيوسته در برابر عطاى تو خطا نموديم . پس عادت و
هامش
( 1 ) ى : باب الكريم انفتح . ( 2 ) ع : همچون ( 3 ) ع : طلب .