تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
پيش ، و آن نقيض سوق است . و الامل : الرّجاء . و المنى : جمع المنية و هي الرّجاء ، يستعمل في الاكثر لغير الممكن و في المحال و تمنّاه اى اراده . اقلته اى منحته ، و استقاله اى طلب إليه . و عثر كنصر و ضرب عثرا و عثيرا و تعثّرا اى زلق القدم يعنى لغزيدن قدم . و كبوة يعنى افتادن و انداختن و به سر در آمدن . بدان كه مادّهء سين و لام و ميم دلالت مىكند بر واگذاشتن و سپردن ، مانند سلم كه به معناى صلح است ، و اسلام كه قبول كردن و گردن نهادن است به امر آمر ، و تسليم كه تن در دادن است به هر چه وارد مىشود و به سر آدمى مىآيد ، و غير ذلك از ساير مشتقّات . و اقاله ، در گذشتن از جرم و جريمه و بر هم زدن بيع و شرا و دست برداشتن از آنچه بايد به مقتضاى او عمل كرد . پس اقاله از عثرات ناشى از انداختن‌هاى هوى اقاله از جرايم و ذنوب است كه سبب آن عثرات و پيروى هوى و هوس شده ، و در اينجا تسميهء سبب است به اسم مسبّب و تسميهء سبب به اسم مسبّب در كلام عرب ، بسيار است و موجب فصاحت كلام مىشود ، مانند : انبت الرّبيع البقل . يا به تقدير حذف مضاف است به تقدير فمن المقيل من ذنوب عثراتى ، اى ذنوبى الّتى صدرت من جهة العثرات . و گفته شد سابقا كه در اضافه ، ادنى ملابسه كافى است . و كبوه به معناى كبّ است و كبّ متعدّى است ، يعنى بر رو انداختن ، و اكباب لازم است يعنى بر رو افتادن ، و در اين مادّه مجرد متعدّى است و باب افعال از براى غير متعدّى . و بايد دانست كه از براى آدمى ، بدتر از پيروى هوى هيچ چيز نيست و از اعظم موبقات و مهلكات است و مايهء جميع خواريها و رسواييهاست و بسيارى از بندگان خدا به سبب پيروى هوى ، از مطالب و مقاصد عظمى محروم گشته‌اند ، و رأس و رئيس جنود جهل هواست ، و هوى موجب فقر و فاقه و نكبت و بىچيزى و بىدولتى و بىسعادتى و نرسيدن به درجات عاليهء كمالات دنيوى و اخروى است