الاوصياء ليظهروا طوله و فضله » « 1 » .
بدان كه توفيق در لغت ، موافقت دادن است ميانهء مطلوب خير و اسباب آن و توجيه طالب است به سوى مطلوب به تهيهء اسباب مطلوب ، و اوضحيّت راه حق به جهت اين است كه به هيچ نوع ، شك و شبهه و خفاء و راه عذرى در آن نيست و جناب اقدس الهى « 2 » به نصب ادلّه و براهين و به ارسال رسل و انبياء ، اين راه را واضح و روشن كرده و به روشنى عقل و پرتو وجود خاتم الانبيا و به بركت وجود اوصياى آن جناب ، روشن و منوّر و عيان و ابانه « 3 » فرموده .
« و ان اسلمتنى اناتك لقائد الامل و المنى فمن المقيل عثراتى من كبوات الهوى و ان خذلنى نصرك عند محاربة النّفس و الشّيطان فقد وكلنى خذلانك إلى حيث النّصب و الحرمان » .
يعنى : و اگر واگذارد مرا مهلت دادن تو و مدارايى تو به سوى قائد آرزوها ، يعنى آرزوها و خواهشهاى نفسانى مرا بكشد به مهالك ، پس كيست در گذرنده و عفو كننده از سر در آمدن من در ورطهء هواها و هوسها ؟ و حاصل اين فقرهء مباركه اين است كه خداوندا ! اگر نه راهنمايى قائد توفيق تو عنان توسن نفس امّاره را از راه آرزوها باز كشد و او را به رهنمونى و قائد آمال واگذارد ، در گام اوّل از صراط المستقيم هدايت كه طريق عبوديّت و بندگى است ، به رو در مىآيد و سكندرى « 4 » خورده سرگشتهء تيه « 5 » ضلالت شده ، به زندان شقاوت كه حرمانسراى گم كردگان راه وادى اطاعت است ، گرفتار گردد .
اما بيان لغات اين فقرهء مباركه به اين طريق است كه مذكور مىشود :
الأناة : الحلم و الوقار ، و يعبّر عنه بالفارسيّة به بردبارى . القود : كشيدن اسب از
هامش
( 1 ) دعاى عديله در مفاتيح الجنان ( با اندكى حذف و تفاوت ) .
( 2 ) ع : تعالى .
( 3 ) در اصل آيان كه معناى محصلى در لغت ندارد و ابانه به معناى آشكار كردن و ظاهر ساختن هم آمده است .
( 4 ) لغزيدن و تلوتلو خوردن .
( 5 ) وادى ، بيابان .