تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اغرس اللّهمّ في شرب جنانى و اجر ينابيع الخشوع من قلبى . و حذف مفعول در اغرس و متعلّق در آخر به جهت تعميم است ليذهب ذهن السّامع إلى كلّ مذهب يشاء كما في قوله تعالى
وَ انتُم لا تَعلَمُون
« 1 » . پس در اينجا مفعول اغرس ، هر مغروسى است كه صلاحيّت دارد كه نشانده شود در آبخور دل از انواع ملكات و اخلاق كه مانند اشجار و نباتاتند در ثبوت و رسوخ و ترسّخ « 2 » و تضرّع و ريشه دوانيدن و شاخ و برگ گسترانيدن . توجيه چهارم آنكه شايد اين كلام از باب « اطبخ لي جبة و قباء » باشد كه به جاى « خط لي جبّة و البس لي قباء » « 3 » واقع شده و نكته در اين صنعت و وضع اطبخ در موضع خط اين است كه بايد جبّه و قبا از براى من طبخ شود كه مطبوخ من و طعام من كه از آن لذّت مىبرم . پوشيدن جبّه و لبس قباست ، و در اين فقرهء مباركه نكته شايد اين باشد كه خداوند غرس من و نشاندن شجر مناسب به احوال من از جنس درختان و اشجار باغ و بستان نيست ، بلكه غرس من كه ملائم من است و من از آن سرافراز مىشوم ، غرس ينابيع خشوع است در شرب جنان ، و معلوم است كه غرس ينابيع خشوع عبارت است از جريان و سيلان آن ، چنانچه طبخ جبّه و قبا عبارت بود از خياطت و الباس به قرينهء اينكه جبّه و قبا مطبوخ نمىشوند و طبخ به آنها علاقه نمىگيرد ، و حق آن است كه اين نوع كلام ، مجاز عقلى است نه لفظى ، مانند « انبت الرّبيع البقل و قتل الامير و غيره « 4 » » . و بعضى گفته‌اند كه داخل مجازات لفظى است و بما نحن فيه اختلاف را مدخل نيست « 5 » . توجيه پنجم ، شايد مصحح از براى ابدال كلمهء « و اغرس » از كلمهء اجر و فجّر و
هامش
( 1 ) البقرة : 216 ، 232 ، آل عمران : 66 ، النحل : 74 ، النور : 19 . ( 2 ) ع : ترشيح . ( 3 ) پيراهنم را بدوز و ردايم را بپوشان . ( 4 ) بهار سبزه روياند و امير كشت . ( 5 ) ع : بما نحن فيه راه نيست .