تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
به سين و صاد در مخرج ، پس زا بدل شد از سين و صاد و از جهت كراهت انتقال از حرف مهموسه به حرف مجهوره كه آن دال باشد . پس بنا بر تصريحات لغويين و علماء عربيّت ، حكم كردن به اينكه اصل اغرس ، اغرز بوده ، دعواى بلا دليل بلكه افتعال و تقوّل است ، و ليس هذا الاّ بهتان عظيم . و علاوه بر اين ، غرز به معنى ته زنى چشمه نيامده است ، بلكه غرز در لغت چنان كه در صحاح و قاموس و كنز مذكور است ، به معنى فرو بردن ملخ است دم خود را به زمين و به معنى سوزن فرو بردن است . پس آنچه به خاطر مؤلّف و شارح اين فقرات عاليات مىرسد ، اين است كه مراد از ينابيع ، يا اشجار است تجوّزا ، چنانچه سابقا وجه علاقه و تجوّز ذكر شد ، يا آنكه اعرس با عين مهمله است و عرس چنانچه در قاموس و صحاح و كنز ذكر شده ، به معنى لازم شدن و حيران شدن آمده ، و بنابراين ، معنى فقرهء مباركه چنين مىشود كه : دائم و لازم گردان به جهت ياد عظمت و بزرگوارى خود در شرب دل من ، يعنى در مورد و آبگاه دل من چشمه‌هاى خشوع را ، يا اينكه حيران گردان در شرب جنان من ، ينابيع خشوع را . و عرب مىگويد حار الماء اى اقام ، و حائر را هم حائر از آن جهت گويند كه آب در آن ايستاده و جمع شد و به جائى نرفت - صلوات اللّه على ساكنيها - و حائر در لغت چنانچه در كنز اللغة است ، به معنى جمع شد نگاه آب است . پس مراد از لزوم و حيران شدن ينابيع خشوع در شرب جنان ، دوام و پيوستگى و هميشه بودن خشوع است در دل داعى . و مؤيّد اين توجيه است نسخهء مشهوره كه اغرس خوانده‌اند از باب افعال مانند اكرم ، زيرا كه اگر به عين مهمله نبود بايست و اغرس خوانده شود ، مانند و اضرب ، زيرا كه غرس متعدّىست و به معناى نشاندن درخت است ، چنانچه در صحاح ضبط شده : غرست الشجرة اي اثبتّها ، پس بنابراين ، انتقال او به باب افعال عبث خواهد بود . اللّهمّ الاّ ان يقال انّ القراءة الصحيحة على ما ذكره صاحب الصّحاح و القراءة المشهورة من المشهورات الداخلة في تحت « ربّ مشهور لا اصل له » ، او
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 163 | مصطفى بن محمد هادى خوئى