دلالت است بر اينكه خشوع ، فروتنى و خوف از دل است و مختصّ به جنان است و محلّش قلب است . و خضوع ، فروتنى جوارح و اعضاء است ، و بعضى بر عكس گفتهاند و استشهاد به قول حضرت سجّاد كردهاند كه در دعاى سيّم صحيفهء مباركه فرموده : « و لا يقطعهم عن تعظيمك سهو الغفلات الخشّع الابصار فلا يرومون النظر اليك النواكس الاذقان » . و همچنين شاهد آوردهاند بر ادعاى خود ، دعاى ركوع را :
« اللّهم خشع لك سمعى و بصرى و شعرى . » پس بنابراين ، يا قائل به اشتراك بايد شد يا به تجوّز در يكى از اين دو معنى ، و ترجيح ما بين اقوال خارج از مرام است ، و اين مسئله موقوف است به علم اصول . و چون كه اغراس در لغت به معناى نشاندن درخت است و مناسبت ندارد تعلّق او به ينابيع ، پس بايد يا ينابيع را نيابيع خواند به تقديم نون ، چنانچه در بعضى از نسخ است ، و نبايع ، چنانچه بعضى از فضلاى شارحين گفتهاند ، جمع نبيع است و آن درختى است كه از چوب آن كمان و از شاخههاى آن تير درست مىكنند ، و اين انسب است به لفظ غرس و اغرس . و در اين صورت . درخت فروتنى ، استعارهء مصرّحه است و غرس ترشيح آن استعاره است ، و امّا از اين توجيه ابا دارد اكثر و اغلب نسخهها كه در همهء آنها ينابيع به تقديم ياء واقع است و علاوه بر اين جمع نبيع بودن فعالل است نه فعاليل ، و همچنين اذهان سليمه ابا دارد از تخصيص غرس به درخت معيّن مخصوص ، و اضافهء آن به خشوع و تشبيه خشوع به آن درخت بخصوصه ، و حال اينكه حقير به صحاح رجوع كردم ، در آنجا گفته بود كه نبع اسم درختى است كه از آن كمان درست مىكنند و در آن كتاب ، ينبوع و ينبيع به اين معنى نبود . و بعضى گفتهاند كه چون تعلّق غرس به ينبوع نمىگيرد ، پس در اين فقرهء سقط است و چيزى افتاده و تقدير آن چنين است كه : و اغرس اللّهم لعظمتك في شرب جنانى جذوع طوبى الخضوع و فجّر لسقيها من عروق صدرى ينابيع الخشوع .
و شايد كه مراد از ينابيع ، اشجار باشد مجازا ، و اين مقولهء سبب و ارادهء مسبّب
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: مصطفى بن محمد هادى خوئى
ص١٦١