تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
الافلاك را گويند . و ثابت ، محكم و استوار را گويند . پس معناى اين فقره اين است كه : رحمت كن خداوندا بر آن ثابت قدم در لغزشهاى قدم در زمان اوّل ، يعنى بر آن كسى كه در زمان اوّل كه پيش از بعثت آن حضرت بود و كفر و جاهليّت ، عالم را فرو گرفته بود و نشانه‌اى از حقّ و حق پرستى نمانده و دنيا و ما فيها مانند شب ظلمانى به ظلمت كفر و بت پرستان تاريك گشته بود و زمان ، زمان لغزش قدمها بود و قدم آن حضرت نلغزيد و در جادهء هدايت و خدا پرستى ، ثابت و استوار ماند . و تقدير كلام معجز نظام [ آن حضرت ] اين است كه : صلّ اللّهمّ على الّذى كان قدمه مع زحاليفها ثابتا في الزّمن الاوّل . و على به معناى مع ، يا به معناى تلبّس ، يا به معناى في مىباشد . و قدم ، مؤنّث سماعى است ، و ضمير زحاليفها راجع است به آن و على زحاليفها اى مع انّ من شأن القدم ان يزحلف و وقع منها الزحلوفة . و مراد از قدم ، قدم معنوى است كه عبارت از قدم عقول باشد . و حاصل ترجمه اين شد كه : رحمت بفرست بر آن ثابت قدمى كه در لغزشگاهها پاى او نلغزيد در زمان اوّل و پاى بر جا بود در جادّهء و مسلكى كه لغزشگاه عقول بود و عقول در آن لغزشگاه ، منحرف مىشد از طريق صواب در ازمنهء سابقه و ايّام جاهليّت كه از نابلديهاى راه هدايت و صواب ، كسى راست رو طريق استقامت نبود ، و با وجود اين ، جناب مستطاب حضرت مقدّس او بجز صراط مستقيم رشاد نپيمود و قدم به راه ناصواب و طريق خطا نگذاشت و به راه خطا نرفت .
در كشور هستى آن منزّه ز خطا * تا گشت به كائنات فرمانفرما جز راه خدا نرفت راهى هرگز * جز كار خدا نكرد كارى اصلا
پس عدم ز حلوفهء قدم مبارك او در زمان اوّل ، كنايه است از استوارى قدم عقل كامل او در زمانهاى فطرت يا مراد از زمان اول ، ازل است ، يعنى در جميع عوالم از عقل و روح و نفس و مثال گرفته تا عالم طبيعت ، قدم او نلغزيد .