سلوك و سير إلى اللّه گذاشتهاند و از همه اين جوهر شريف را گرفتهاند و تحصيل نمودهاند ، و از اينجاست كه خود آن جناب در حديث ترمذى فرموده : « فانّى لم ازل خيارا من خيار » و يك معنى
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« 1 » ، در تأويل اين است ، و معتدل حقيقى خلقا و خلقا و روحا و نفسا و جسدا و اعضائا و شكلا و شمائلا و علما و ادبا و حركة و سكونا و افعالا و اقوالا ، آن جناب است ، و اعتدال حقيقى در امور مذكور ، انحصار به آن جناب ختمى مآب دارد . آن جناب رسالت مآب بزرگى و شرافت و نسب و حسب را در طاق بلند گذاشته كه دست احدى به آنجا محال است كه برسد و در باطن آيهء كريمهء
وَ هُوَ بِالافُقِ الاعْلى . ثُمَّ دَنى فَتَدلّى . فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ اوْ أَدْنى . فَاوْحى الى عَبْدِهِ ما اوْحى
« 2 » به اين مطالب مشير است .
خلاصه ، احدى از انبيا و مرسلين و اوليا و كمّلين و كسى از ابرار و اخيار و اصفيا و مقرّبين ، به پايه و رتبهء آن جناب در هيچ فضيلتى از فضايل و هيچ كمالى از كمالات نمىرسد . نعم ما قال صاحب الحال :
به حسن و خلق و وفا كس به يار ما نرسد * تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند * كسى به حسن و ملاحت به يار ما نرسد
هزار نقش بر آيد ز كلك صنع ولى * به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار كائنات آرند * يكى به سكهء صاحب عيار ما نرسد
فائده
بودن حسب آن جناب در مرتبهء بلند ، تشبيه است به اين معنى كه تشبيه فرمود مرتبهء آن جناب را در مرتبهء بلندى بر ذروهء كاهل اعبل كه بلندى ميانهء دو شانهء شخص عظيم الجثّه است ، از قبيل تشبيه معقول به محسوس و « ذروة الكاهل الاعبل »
هامش
( 1 ) النجم : 9 .
( 2 ) النجم : 10 - 7 .