بعدد نعم اللّه تعالى و به قدر علمه سبحانه و تعالى على جميع مننه و احسانه في الآخرة و الاولى .
و عطف امان بر امن و احسان بر منن ، عطف خاصّ است بر عام ، اگر ادّعا شود كه منن ، اعمّ است از احسان و كذلك الأمن ، و الاّ ظاهرا عطف عام است بر خاص ، و اضافه در اين فقرات عاليات بلاغت سمات يا از جهت تعظيم است يا از جهت اختصاص است . و مراد از « كفّ اكفّ السّوء » نگاه داشتن جناب اقدس الهى است مطلق بديها را از آدم كه هر بدى در نفس الأمر امرى است بد ، يا آنكه مراد از نگاه داشتن دستهاى بد شخص بد است ، بنا بر تقدير حذف مضاف ، اى كفّ اكفّ كلّ شيء سوء و رجل سوء ، و در جمع آوردن كف ، اشاره است به اينكه نه يك دست بد را نگاه داشته ، بلكه دستهاى بد بسيار ، از هر كناره و از هر طرف به سوى آدمى از براى اذيّت و تشويش او دراز است و جناب اقدس الهى همه را به يد و سلطان و تفضّل و احسان خود ، دفع و رفع مىكند .
و در اقتران كفّ اكفّ و يد از فصاحت و بلاغت و خوش آيندگى و عذوبت و ملاحت ، چيزى است كه درك نمىكند او را مگر صاحبان ذوق سليم :
كلام فيه ما فيه * لطيف في معانيه
و چنانچه گفتهاند : كلام الملوك ملوك الكلام ، حقير مىگويم : كلام الامام امام الكلام . و در حديث صحيح وارد است كه شياطين و طايفهء جنّ ، نظر به عداوتي كه با بنى آدم دارند ، در هر ساعت از براى اذيّت و هلاك فرزند آدم هجوم مىكنند و قصد او دارند ، مانند هجوم كردن مگس بىشمار به طرف شيرينى ، و جناب اقدس الهى از براى محافظت و پاسبانى او ، ضعف و دو برابر آن همه شياطين و جنّ ، ملائكه خلق فرموده و موكّل بر بنى آدم كرده كه ليلا و نهارا آنها را طرد و منع و زجر و دفع كنند و برانند ، چنانچه مگس را از طعام چرب و شيرين مىرانند . [ و كريمهء ]
وَ انَّا