ذلك فهو كافر . » « 1 » پس بنا بر اين صادق است كه جهان آفرين خوابانيد و او بيدار گردانيد و وى خورانيد و او پوشانيد و او منع كرد و عطا فرمود و خير رسانيد و شر را گردانيد .
و بايد دانست كه تشبيه امن و امان به مهاد استعاره است ، و نكته در اينكه مهاد فرمود به لفظ جمع نه مهد آن است كه جناب اقدس الهى ، انواع و اقسام امن و امان كه از حوصلهء تعداد و شماره بيرون است از براى بندهء خود در خوابگاه او قرار داده است و بساط هر نوع از مهد آسايش و راحت از براى او گسترده ، به حيثيّتى كه انسان در خواب راحت است و از هوامّ « 2 » و موذيات خارجى « 3 » و داخلى و از شر لصوص و سارقين و قاصدين ، مصون و محفوظ است و با وجود اين جميع قواى طبيعى از جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و ناميه و غاذيه و مصوّره و مولّده و غير ذلك و همهء قواى حيوانى و تمام قواى نفسانى و ارواح و نفوس ، كه تعداد آنها از كثرت و بسيارى نزديك است كه از حوصلهء ضبط و شماره خارج باشد ، همه در كارند و به فعل خود مشغولند و اگر يكى از آنها مثل خود نائم در خواب رود ، همان ساعت خلل در بنيان مملكت هستى مىافتد و آدمى يا معلول مىگردد يا داخل زمرهء اموات و هالكين مىشود .
از دست و زبان كه بر آيد * كز عهدهء شكرش بدر آيد
و بايد دانست كه مهاد به معناى وطاء و فرش هم آمده است و جمع آن در اين صورت مهد است ، مانند كتاب و كتب ، و شايد كه اين فقره استعارهء مكنيّهء تخييليّه هم باشد كه نائم را در ذهن و خيال تشبيه فرموده باشند به طفل ، و بعد اثبات
هامش
( 1 ) اصول كافى ، چاپ دار الكتب الإسلامية ، ج 1 - ص 150 . ( با تفاوت )
( 2 ) هوام : حشرات و گزندگان .
( 3 ) م : خوارجى .