تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
در خطبهء مباركه ، ظهور اوست - سبحانه - از براى اوهام به صورت وجود اوهام و به صورت ساير مدركات اوهام از اين حيثيّت كه او - سبحانه - صانع و موجد اوهام است ، يا آنكه اوهام وقتى كه اعتبار كند احوال خود را از قبيل وجودات خود و از جهت تغيّرات و عوارض لاحقه به او مشاهده مىكند احتياج خود را به سوى موجد و مقوّم و مقيم خود و مساعدت مىكند او را عقول بر اينكه ادراك اوهام مر او را - سبحانه و تعالى - فى انفسها بر وجه جزئى ، مخالف است از براى ادراك عقول ، پس اوهام مشاهده مىكند عجز و قصور خود را به جهت آنچه مطبوع و مجبول است بر او ، و مراد از امتناع بارى تعالى به سبب اوهام از اوهام ، اين است كه اوهام ، قاصر است از ادراك معانى كليّه و از تعلّق او به مجرّدات ، و اين معنى پيداست از براى امتناع جناب اقدس الهى از ادراك اوهام ، و هر چند كه از براى اين امتناع ، اسباب ديگر باشد ، و اولى از براى اين اسباب ، بودن جناب اقدس الهى است مبرّا از انحاء تراكيب و انواع محسوسات « 1 » ، و مراد از محاكمه به سوى اوهام آن است كه خداوند حكم كرد اوهام را ميانهء اوهام و ميانهء خود نزد رجوع اوهام از توجّه اوهام در طلب او - سبحانه - و در حالتى كه منجّز به بود اوهام بود در خلف عقول و اعتراف كننده بود به اينكه هرگز نمىرسد به اين اعتسافات و تكلّفات به كنه معرفت . و اسناد محاكمه به سوى جناب اقدس الهى ، تجوّز است . و بعضى از شارحين و فضلا گفته‌اند كه مراد از اوهام در اينجا به معناى عقول است و در اين صورت ، مراد از تجلّى كردن او - سبحانه و تعالى - مر اوهام را كشف آن چيزى است كه ممكن است اينكه برسد به او عقول از صفات اضافيه و سلبيّه « 2 » و امتناع جناب اقدس الهى به عقول از عقول نظر و علم عقول است به اينكه هرگز ادراك نمىتواند كنه او را . و مراد از « اليها حاكمها » اين است كه گردانيد جناب اقدس الهى عقول مدّعيهء احاطه را و ادراك را كه مانند خصوم بودند از براى حق
هامش
( 1 ) در ى : « محسوسيه » . ( 2 ) ع : اضافه و سببيه .
شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 141 | مصطفى بن محمد هادى خوئى