- سبحانه و تعالى - حكم ميانهء خود ، و آنها به اين معنى كه محاكمه فرمود به سوى عقول سليمهء صحيحه ، پس حكم كرد عقول صحيحهء سليمه بر عقول مدّعيه كه آنها اهل ادراك و احاطه نيستند . و اين است حاصل شرح اين كلام امام - عليه السّلام - در اين مقام و خلاصهء مرام فقرهء مباركهء خطبهء مرويّه در نهج البلاغه .
گر نويسم شرح اين بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
خذ هذا و كن من الشّاكرين و الحمد للّه ربّ العالمين .
« يا من ارقدنى في مهاد امنه و امانه و ايقظنى إلى ما منحنى من مننه و احسانه و كفّ اكفّ السوء عنّى بيده و سلطانه » يعنى : اى آن كسى كه خوابانيد مرا در گهوارههاى امن و امان خود و بيدار ساخت مرا به سوى آنچه عطا و بخشش كرده مرا از نعمتها و احسان خود و بازداشت دستهاى بد را از من به دست خود و به پادشاهى و سلطنت خود .
بدان كه رقد مانند ضرب و رقاد و رقود هر سه در لغت عرب به معناى نوم است .
و مهد موضعى است كه مهيّا شده باشد از براى خواب كردن طفل و بچهء شيرخوار ، و جمع آن مهاد است مانند سهم و سهام و مهود است ، مانند فلس و فلوس .
و امن به معناى بىخوف بودن است و امان به معناى زنهار است .
و منّت به معناى عطيّه و نعمت است .
و احسان ، نيكويى و نيكى كردن است .
و يقظه - به فتح عين الفعل - بيدارى است .
و منحه مانند منعه و ضربه به معناى اعطاه است .
و كففته عنه به معناى دفعته و صرفته مىباشد و به من متعدى مىشود .
و كف به معناى دست است و جمع او أكفّ است .
و سوء به معناى بد است .