تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
معرفت ، خطره انديشهء باطل را گويند كه بر دل سالك واقع شود كه مناسب شأن و بزرگوارى جناب اقدس الهى يا لايق يكى از مقرّبان درگاه احديّت نباشد . پس بعد از اين مىگوييم كه مراد امام - عليه السّلام - از اين دو فقرهء فصاحت ختام آن است كه : اى آن كسى كه نزديك است به دلها كه محلّ ظنون‌اند ، به اعتبار حذف مضاف ، چنانچه در
وَ اسْئَلِ الْقَرْيَةَ
« 1 » و « تفرّق المسجد » واقع شده يا [ اى ] آن كسى كه نزديك است به افكار و اوهام و انديشه‌ها كه همهء آنها در ادراك ذات پاك و صفات جلال و جمال تو همگى ظنون و گمانهايند ، و از براى خواطر ، نصيبى و بهره‌اى در خصوص دريافت و ادراك جناب تو بجز از ظنّ و وهم ، چيزى ديگر نيست . يا آنكه اى آن كسى كه نزديك است ادراك او به ظنون كه امور خاطرهء چندى است كه در دل اهل معرفت خطور مىكند ، اگر اضافه از مقولهء اضافهء موصوف به صفت باشد ، چنانچه اشاره به آن شد ، و دور است از نگريستن ديده‌ها و بعيد است از آنكه ديده شود به چشمها ، يعنى هيچ ديده‌اى را ممكن نيست كه او را ببيند نه در دنيا و نه در آخرت ، كما قال اللّه تعالى :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ .
« 2 » و اگر كسى گويد كه آخر مقصود از اين دو فقره چه شد و چه چيز است ، جواب گوييم كه حاصل معنى اين است كه آن جناب مستطاب - جلّ جلاله و عمّ نواله - در معروفيّت و مدرك بودن و در تصديق به وجود ذى جود او - سبحانه و تعالى - به دلها كه محلّ انديشه است نزديك است ، و امّا به واسطهء ديده مدرك و معروف و مصدّق به نمىشود ، چنانچه مىگويند : ادراك طعوم و چربى و شيرينى از حاسّهء باصره و شامّه دور است و به ذوق و قوّهء ذائقه نزديك است ، يعنى محال است و ممتنع است كه به قوّهء سمع يا به حسّ بصر ، طعوم را درك كند و به وجود و هستى آن تصديق كنند ، بلكه ادراك طعوم و اعقاد به آن نمىشود مگر به ذوق و به زبان ،
هامش
( 1 ) يوسف : 82 . ( 2 ) الانعام : 103 .