تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح دعاى صباح ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
« يا من قرب من خواطر « 1 » الظّنون و بعد عن ملاحظة العيون » . بدان كه اكثرى از فضلا كه شرح و يا ترجمه از براى اين دو فقرهء مباركه نوشته‌اند ، كما هو حقّه و مستحقه ، بيانى و شرحى كه موجب برد غليل « 2 » و شفاى عليل باشد و ما حصل معقول داشته باشد ، به نظر حقير از ايشان نرسيد ، بلكه تحقيقات و تبيينات ايشان - رحمة اللّه عليهم اجمعين - حقيقتا و عند التحقيق و التعميق لا يسمن و لا يغنى عن جوع بود ، و كذلك بهاء الملّة و الدين ، جناب شيخ بهائى عاملى - عامله اللّه بلطفه الخفى - و غير ايشان كه بر اين دعاى مبارك شرح نوشته‌اند ، نقاب مدّعا از وجه شاهد مقصود از دعا نگشوده‌اند و عروس تحقيق را كه دلالت الفاظ و وضع لغويّين از او ابا و كراهت نداشته باشد ، به منصّهء بيان و توضيح نياورده‌اند ، امّا اميد از خداوند مجيد آن است كه اين مستهام گمنام به قلاووزى « 3 » به توفيق موفّق حقيقى ، حقيقت آن را بيان كند و توفيق ميانهء لفظ و معناى او را دهد . و منه الاستعانة و التوفيق فانّه نعم الرفيق و حبّذا صديق و جار اللّصيق « 4 » . اعلم ، ايّدك اللّه تعالى ، كه قرب و ساير مشتقّات او در لغت عرب به لفظ من متعدّى مىشوند ، كما قال اللّه تعالى :
إِنَّ رَحْمَةَ اللّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ .
« 5 » و لفظ بعد و ساير مشتقّات او به عن متعدّى مىشوند . و خواطر جمع خاطر است بر غير قياس ، يا جمع خاطره است موافق قياس ، و خاطره فكر و انديشه را گويند كه به دل در آيد ، خواه آنكه مسبوق باشد به فراموشى و نسيان يا نه ، و اطلاق خاطر بر دل از قبيل تسميهء محلّ است به اسم حال ، و اگر ادّعاى عكس شود ، در اين صورت تسميهء حال است به اسم محل . چنانچه در عرف مىگويند : خواطر قلوب و بر دل خطور كرد . پس در اين صورت ، قضيّه بر عكس است .
هامش
( 1 ) نسخهء ديگر در حاشيهءى : « خطرات » . ( 2 ) برد غليل : خنك شدن دل تشنه . ( 3 ) قلاووز : لغتى تركى است به معناى مقدم و راهبر لشكر . ( 4 ) همدم نزديك . ( 5 ) الاعراف : 56 .