و ظنون جمع ظنّ است و ظنّ در لغت به معناى گمان است ، يعنى طرف راجح از دو اعتقاد كه آدمى در آن مردّد باشد « 1 » ، و احيانا نيز به معناى علم و يقين هم آمده ، كما قال اللّه تعالى :
وَ ذَا النُّونِ اذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ
« 2 » ،
وَ ظَنَّ داوُودُ انَّما فَتَنَّاهُ
« 3 » ،
وَ إنَّا ظَنَنّا انْ لَنْ نُعْجِزَ اللّهَ
« 4 » و
انّى ظَنَنَنْتُ انّى مُلاقٍ حِسابِيَهْ
« 5 » و غير ذلك از آيات قرآنى كه همه صريحاند در اينكه ظنّ به معناى علم است ، و اكثر موارد اطلاق ظنّ بر علم در علم اليقين است نه در عين اليقين و در برهان لمّى است نه در برهان انّى ، و بسط سرّ و وجه اين كلام در اين مقام ، مناسب مقصود و مرام نيست .
و وقوع قرب در مقابل بعد را علماى بديع ، صنعت تقابل و تضاد گويند ، چنانچه در اين شعر است :
بر گريهء من مىخندى آرى * المزن « 6 » يبكى و الورد يضحك « 7 »
و اضافهء خواطر به ظنون ، اضافهء بيانيّه است ، يعنى اوهام و افكار و انديشهها و فكرها كه از مقولهء ظنون است ، يا آنكه اين اضافه از قبيل اضافهء صفت به سوى موصوف [ است ] يعنى ظنون كه خواطر است ، و در بعضى از نسخهها با جاى من ، لفظ عن ، و به عوض « خواطر » ، « خطرات » واقع است ، لكن نسخهء اول اصحّ است .
چنانچه بيان شد كه هميشه قرب به لفظ من متعدّى مىشود و در تعديهء او به ساير حروف ، تكلّف تجوّز يا تضمين ، كه هر دو خلاف اصل است ، ضرور است و خطرات جمع خاطره است و خطره به معناى خطور است و معناى خطور از بيان ترجمهء خاطر ، مفهوم گرديد ، يعنى آمدن فكر و انديشه در دل ، و در اصطلاح اهل
هامش
( 1 ) ى : تردد دارد .
( 2 ) الانبياء : 87 .
( 3 ) ص : 24 .
( 4 ) الجن : 12 .
( 5 ) الحاقّة : 20 .
( 6 ) مزن : ابر .
( 7 ) ورد : گل سرخ ، بيت سرودهء عبد الرحمن جامى است .