و به معناى خالق ، و خلاّق نيك آفريننده ، و خلق به فتح اوّل و سكون ثانى به معناى هموار شدن و فرا بافتن « 1 » سخن و سخن كسى بر كس ديگر بستن و دروغ گفتن و اندازه كردن نيز آمده ، و خلق و خلق مانند قفل و عنق به معناى خو و عادت آمده ، و خلق - به فتح اوّل و ثانى - به معناى ساده و كهنه آمده است ، و خلق را خلق از آن جهت گويند كه ساخته شده و بافته شده و اندازه و مقدّر و هموار شده و خو و عادت خداوند عالم است ، و امرى است كهنه و فرسوده و هميشه در مملكت خداى تعالى از اين نوع كار بوده ، و در خالقيّت ، خداى تعالى را شريك نيست ،
فَتَباركَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ
« 2 » مجاز است و توجيه دارد ، و همچنين قول عيسى - عليه السّلام - كه فرمود :
أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ
« 3 » توجيه دارد ، و لفظ « عن » در اين فقره و در فقرهء آينده از براى مجاوزه است .
« و جلّ عن ملائمة كيفيّاته » و در اين فقرهء مباركه اوّلا بايد بيان لغات كرد تا فقرهء شريفه ، وضوح به هم رساند : جلال اللّه : عظمته « 4 » ، و ملائمت : دو چيز فراهم آوردن و فراهم آمدن دو چيز است . در صحاح گفته : لاءمت بين القوم ملاءمة : إذا أصلحت و جمعت ، و اذا اتّفق الشيئان فقد التئما ، و منه قولهم : هذا طعام لا يلائمنى [ 1 ] . و كيفيّت را ، چگونگى گويند مطلقا ، چه نفسانى باشد و چه غير او . و امّا در چگونگى نفسانى كثير الاستعمال است و غلبه دارد و در اصطلاح حكما ، قسمى از اعراض تسعه است ، اما در لغت عامّ است از همهء اعراض و به همه اطلاق مىشود .
پس بنابراين ، اگر ضمير « كيفيّاته » راجع باشد به خلق ، پس معناى فقرهء مذكوره چنين است كه : اى آن كسى كه بزرگ است و عظيم است شأن و قدر او از مناسبت و
هامش
[ 1 ] نسخه : « لأمت الجرح و الصّدع إذا أصلحت و جمعت و اذا اتفقت الشيئان فقد التئما ، و منه قولهم بهذا طعام لا يلائمنى . » با مراجعه به فرهنگ لغت لسان العرب تصحيح شد .
( 1 ) ع : فرا يافتن .
( 2 ) المؤمنون : 14 .
( 3 ) آل عمران : 49 .
( 4 ) ع : جلال و عظمت .