تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( ص ) يا پس از رحلت آن حضرت در جنگ جمل و صفين و خوارج ، و أبى عبد اللَّه در عاشورا همين مراعات را ميكردند چنانچه حضرت امير به مالك اشتر فرمود ولى حضرت يونس ( ع ) اين مراعات را نفرمود مجرد اينكه قوم او ايمان نياوردند در حق آنها نفرين كرد و از خدا تقاضاى نزول عذاب بر آنها كرد و خداوند هم دعاء او را مستجاب كرد و عذاب را نازل فرمود لكن آنها را معذب نكرد چون قابليت از آنها سلب نشده بود و چون خدا وعده نزول عذاب داده بود يونس تعجيل كرد در خروج از بين آنها تا آنكه گرفتار ماهى شد متوجه شده و ذكر يونسيه را در شكم ماهى گفت و نجات پيدا كرد خداوند تبارك و تعالى به پيغمبرش ميفرمايد :
وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ
شما واجب است صبر كنى بر اذيتهاى كفار و مشركين و در حق آنها نفرين نكنى و از ميان آنها خارج نشوى تا موقعى كه دستور الهى برسد بر هجرت و بيرون رفتن از مكه به طرف مدينه لذا پيغمبر نفرين نميكرد بلكه دعا در حق آنها ميكرد عرض ميكرد : ( اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون ) چون هنوز اينها از قابليت نيفتاده بودند چنانچه در فتح مكه بسيارى ايمان آوردند و همچنين در نسل آنها بسيار مؤمن بوجود آمد بلكه در ظهور حضرت بقية اللَّه صفحهء زمين از نسل آنها پر مىشود از ايمان .
وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ
نبوده باش مثل يونس كه نفرين كنى و تا دستور الهى بر خروج نيامده بيرون روى .
إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ
اگر مراد از نداى يونس نفرين در حق قوم و طلب نزول عذاب باشد معناى مكظوم غضب كردن بر قوم است يعنى غضب آلوده شد ، و اگر مراد ذكر در شكم ماهى بوده مراد از مكظوم ملوم است يعنى خود را ملامت كرد چنانچه گفت :
إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
كه قبل از امر الهى از ميان قوم خارج شدم و مراد از ظالمين ظلم بنفس است نه ظلم بقوم كه نفرين كردم .

[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 49 ]

لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ ( 49 ) اگر نبود اينكه خداوند تدارك نمود او را نعمتى از جانب پروردگار او هر آينه انداخته شد كنار دريا روى خاك و او مذمت ميكرد خود را يعنى اگر اين تفضلات در حق