و در شجرهء كه از خوردن آن نهى شده بود اختلاف است ، بعضى گفتند حنطه « گندم » و بعضى عنب « انگور » و بعضى تين « انجير » و بعضى زيتون و بعضى كافور و بعضى شجره علم خير و شر و بعضى شجره خلد دانستهاند و قائل بشجره علم خير و شر كلبى است و او از تورات رائج اخذ نموده و قصه تورات بجهات بسيارى محرّف است و قائل بشجره خلد ابن جذعان است و اين نيز قول باطلى است براى اينكه اولا مأخوذ از قول شيطان است كه گفت
هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى
« 1 » و ثانيا اگر شجره خلد بود بايد آدم و حوا در بهشت جاودان باشند نه اينكه خارج شوند .
و اخبار در اين باره مختلف است و در بعضى اخبار دارد كه همه اينها حق است زيرا درخت بهشتى شامل همه انواع خوراكيها هست « 2 » .
و آنچه به نظر اقرب است اينكه شجره از چيزهايى بوده كه خوردن آن با ماندن در بهشت مناسبتى نداشته و بعيد نيست كه همان حنطه بوده است ، فاء در جمله فتكونا من الظالمين فاء تفريع است يعنى خوردن از شجره منهيه موجب ظلم بنفس خودتان مىشود زيرا باعث خروج از بهشت و تعب در حيات دنيا ميگردد و تقدير اينست كه « ان تقربا تكونا من الظالمين » كلام يك جمله واحدة و مشتمل بر شرط و جزاء است ، و ممكن است فاء عاطفه باشد از قبيل عطف جمله بجمله و تقدير اينكه « لا تقربا هذه الشجرة و لا تكونا من الظالمين » و عطف بفاء براى ترتب باشد يعنى عدم ظلم مترتب بر عدم تقرب است ، لكن اوّل اولى است .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 36 ]
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ ( 36 )
هامش
( 1 ) . سوره طه آيه 118
( 2 ) . چنانچه از عيون از حضرت رضا نقل شده است