و كلام در اين آيه از جهاتى واقع مىشود - جهة اول اينكه امر در آيه چه نوع امرى است آيا امر تعبيدى است كه آدم در مقابل آن مكلف بانجام شده يا ترخيصى است كه مباح بوده انجام دهد يا ندهد مفسرين در اينكه امر ترخيصى است متفقاند ولى بعضى گفتهاند نهى در لا نقربا نهى تحريمى است و بعضى نهى تنزيهى دانسته و عدهاى گفتهاند نهى ارشادى است مانند امر و نهى طبيب به مريض يعنى صلاح شما در اينست كه در بهشت بمانيد و از نعم بهشتى متنعم شويد و در صورتى كه از درخت منهيه بخوريد موجب خروج شما از بهشت ميگردد و دليل بر اين مطلب علاوه از مقام عصمت آدم و اينكه بهشت جاى تكليف نيست مضمون آيه شريفه است كه ميفرمايد
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
يعنى نتيجه نافرمانى شما ظلم بنفس خودتان است زيرا كسى در بهشت نبود كه آدم و حوا به او ظلم كنند و مؤيد اين معنى است كلام آدم در موقع استغفار كه ميگويد
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
« 1 » و بنا بر اين مخالفت آنها در اين امر ترك اولى است زيرا بهتر بود كه آنها در بهشت مى - ماندند و براى هميشه از نعمتهاى آن بهرهمند بودند و بلكه ميتوان گفت امر در اسكن و كلا توطئه براى نهى لا تقربا است .
جهت دوم - درباره خلقت حوا كه كجا و چگونه خلق شده است . عدهاى از مفسرين گفتهاند كه موقعى كه آدم در بهشت بخواب رفته بود از يك ضلع آدم حوا را خلق كردند و مضمون بعضى از اخبار ناطق به همين مطلب است و در آيات شريفه فقط دارد كه از آدم حوا خلق شده است خلق منها زوجها « 2 » و (
جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
« 3 »
ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
« 4 » در فقيه شيخ صدوق روايت شده است
هامش
( 1 ) . پروردگارا ما بخودمان ظلم كرديم ( سوره اعراف آيه 22
( 2 ) . و آفريد از او جفت او را ( سوره نساء آيه 1
( 3 ) . و قرارداد جفت او را از خود او ( سوره اعراف 189
( 4 ) . سپس قرارداد جفت آدم را از خودش ( سوره زمر آيه 5