و حتى فعل مباح از وى سر نزند زيرا اين معنى بر غير معصوم و يا تالى تلو معصوم نيز مقدور نيست بلكه همين كه اعمال فاسده از او سر نزند و يا اگر عمل زشتى از او صادر شود توبه و تدارك نمايد مشمول آيه شريفه خواهد بود بلكه اگر از كبائر اجتناب كند صغائر او معفو بوده و بشارت در آيه شامل حالش ميگردد
امر سوم
در بيان
« أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ »
: كلمه انّ براى تاكيد ، و لام لهم براى اختصاص ، و تقديم خبر ( لهم ) بر اسم ( جنات ) دليل بر انحصار است يعنى محققا بهشت اختصاص باهل ايمان و عمل صالح دارد و جاى غير اينان نيست .
و اين معنى بظاهرش منافات دارد با آنچه ذكر شد كه اگر كسى با ايمان از دنيا برود قطعا اهل بهشت است اگر چه معصيتكار باشد و دفع اين منافات را بوجوهى ميتوان نمود :
وجه اوّل : اهل ايمان كه داراى معصيت باشند در موقع رفتن از دنيا و عالم برزخ و عقبات قيامت جبران گناهان آنان مىشود و بسا در همان موقع رفتن مورد مغفرت واقع شده و آمرزيده از دنيا ميروند چنانچه مضمون بسيارى از اخبار است كه در معالم الزلفى باب بيستم ص 71 و 72 ذكر نموده وجه دوم : بهشت داراى درجات و مقامات متعدد است بلكه ميتوان گفت غير محصور است ، و اين درجه كه در آيه شريفه بيان شده مختص و منحصر به اين طايفه باشد يعنى شخص با ايمان و عمل صالح .
وجه سوم : كسانى كه مرتكب معاصى ميشوند مخصوصا كبائر ، اغلب موقع مردن سلب ايمان از آنها مىشود و بشبهات شيطانى و وساوس نفسانى كافر از دنيا ميروند چنانچه نصّ آيه شريفه
ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » و اخبار بسيار است كه درباره
هامش
( 1 ) . سوره روم آيه 9