تارك نماز و زكات و حج و غير اينها وارد شده و جنّات جمع جنّة است و گاهى بجنان نيز جمع بسته مىشود و جنّت عبارت از زمين مشجّرى است كه از بسيارى درختها پوشيده شده باشد و گاهى بفردوس و حديقه هم تعبير مىشود و در فارسى لغت مرادف آن بهشت است و تعبير بجمع در آيه شريفه دليل بر اينست كه بهشت در قيامت متعدد و هر مؤمنى داراى بهشتهايى است چنان كه مفاد آيات ديگر و اخبار است ، بلكه ميتوان گفت عدد جنّات الى ما شاء اللَّه است زيرا هر مؤمنى باغها و بستانهاى بسيارى دارد و بر هر كدام از آنها اطلاق جنّت مىشود چنانچه از همين آيه استفاده مىشود زيرا معنى
أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ
( انّ لكل واحد منهم جنات ) مىباشد و در بيان نعمتهاى بهشتى از ميوهها و اطعمه و اشربه و قصور و تختها و لباسها و فرشها و ظروف و غير اينها آيات و اخبار بسيارى است كه بشمهء از آنها در كلم الطيب اشاره نمودهايم « 1 »
( امر چهارم )
در جمله
« تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
: مراد از جريان نهرها از زير آن بهشتها اينست كه چون مؤمنين در قصرهاى مرتفع قرار گرفتهاند در صفحه جنّات و از زير آن قصرها نهرها جارى است و ممكن است مراد زير سايه درختهايى باشد كه اطراف نهرها غرس شده چنانچه نسبت بباغهاى اين عالم هم در آيات شريفه به اين عبارت تعبير فرموده
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَ فَلا تُبْصِرُونَ
« 2 »
هامش
( 1 ) . مجلد سوم ص 151 - 156
( 2 ) . سوره زخرف آيه 50 آيا نيست براى من سلطنت مصر و اين نهرهايى كه از تحت من جاريست آيا نميبينيد