برابر باشد كه لغو مطلق به آن گفته مىشود و در باب عدل گفتهايم كه از اقسام شش گانه چهار قسم آنها « قبيح صرف و مطلق و لغو صرف و مطلق » محال است از خدا صادر شود و دو قسم آنها كه حسن صرف و مطلق باشد از خدا صادر مىشود چون تركش قبيح است .
و مصلحت گاهى در فعل بمعنى مصدرى است كه از آن بمصلحت در امر تعبير مىشود و گاهى در فعل بمعنى اسم مصدرى است كه از آن بمصلحت در مأمور به تعبير ميكنند .
و نيز مصلحت گاهى ذاتى است يعنى فعل بالذات داراى مصلحت است مانند احسان در مقابل ظلم كه بالذات داراى مصلحت است و گاهى اعتبارى است يعنى بوجوه و اعتبارات متفاوت مىشود مانند ضرب يتيم كه به قصد تأديب داراى مصلحت ، و به قصد ايذاء داراى مفسده است و تفصيل اين موضوع را در كلم الطيب دادهايم « 1 » .
و مراد از صالحات در آيه شريفه عبادات شرعيه از واجبات و مستحبات كه جميع شرايط صحّت و قبول آنها مراعات شود و اين از درجات و مراتب عاليه اعمال صالحه است و در جاى خود متذكر شديم كه اگر عملى مراعات شرايط صحّت در او شود مورد قبول خواهد بود و شرايط قبول كه در لسان اخبار براى عبادات ذكر شده مراد مراتب اعلاى قبول است نه اينكه بدون آنها اصلا مورد قبول نباشد زيرا معقول نيست كه دستورى از مولى برسد و بنده اطاعت كند و مولى قبول نفرمايد .
و كلمه « الصالحات » اگر چه جمع محلّى بالف و لام و مفيد عموم است ولى مراد اين نيست كه بنده بايد جميع اعمال صالحه را بجاى آورد تا مورد بشارت واقع شود زيرا اين معنى براى عموم مردم مقدور نيست بلكه مراد اينست كه اعمال او شايسته باشد آن هم نه اينكه تمام اعمالش واجب يا مستحبّ باشد
هامش
( 1 ) . مجلد اول ص 130