اين قرآن اوست و يك چنين دعوايى دارد اگر ميتوانيد سورهاى مانند آن بياوريد و اگر نتوانستيد بدانيد كه او رسول خداست و به او بگرويد .
« مقام سوم »
در بيان مفاد جمله شرطيه : جمله «
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا
» شرط و جزاء آن «
فَاتَّقُوا النَّارَ
» است و جمله «
وَ لَنْ تَفْعَلُوا
» معترضه بين شرط و جزاء است و مفاد اين جمله شرطيه اينست كه چون نتوانستيد سورهاى مانند قرآن بياوريد پس قرآن معجزه و دليل بر صدق نبوت است و وقتى صدق نبوت پيغمبرى ثابت شد واجب است او را تصديق كنيد و به او بگرويد تا از آتش دوزخ كه براى كافرين و تكذيب كنندگان پيغمبران خدا آماده شد محفوظ بمانيد و از اين استفاده مىشود كه اولين مرتبه تقوى همان تصديق نبى در جميع ما جاء به است چنانچه در ذيل آيه
« هُدىً لِلْمُتَّقِينَ »
متذكر شديم .
« مقام چهارم »
در بيان
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ »
: وقود بمعنى گيرانه و هيزم و آن چيزى است كه به آن آتش روشن ميكنند و مراد از ناس ، اصحاب دوزخ از كفار و مشركين و معاندين ، و مراد از حجارة يا بتهاى مشركين است كه از سنگ ميتراشيدند بدليل قول خداى تعالى
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ
« 1 » ( محققا شما و آنچه را از غير خدا عبادت ميكنيد هيزم و گيرانه دوزخيد ) و در المنجد ميگويد « الحصب : الحجارة او صغارها ، كلّما يرمى فى النار كالحطب » و يا سنگ كبريت است چنانچه در بعض اخبار و كلمات بعضى از مفسرين است و در تفسير صافى از احتجاج از امير المؤمنين عليه السّلام نقل مىكند
هامش
( 1 ) . سوره انبياء آيه 98