به اين كلام تفوه كند و لذا در هيچ دعوايى پذيرفته نيست ، كأنّه خداوند ميفرمايد اگر راست مىگوييد براى اثبات مدعاى خود گواهانى غير از خدا بياوريد نكته ديگرى كه از اين بيان استفاده مىشود كذب مدعاى ايشان است زيرا وقتى خداوند شاهد و گواه امرى واقع نشود پيداست كه آن امر خلاف واقع و دروغ است ، چه محال است خداوند شهادت بر كذب از او صادر شود پس كسانى كه ممكن است گواه ايشان شوند غير از خدا ميباشند و آنها وقتى آمدند و اعتراف بعجز نمودند كذب شهادتشان ظاهر مىشود و ممكن است مراد از شهداء گواهان نباشد بلكه مقصود حاضرين و كسانى كه در دسترس آنان هستند باشند ، يعنى هر كه از كفار و مشركين و اهل كتاب كه در دسترس شما هستند و ميتوانيد از آنها كمك بگيريد بياوريد و هر اندازه قدرت داريد اعمال كنيد تا بر شما معلوم گردد كه همه عاجزيد از اينكه سورهاى مثل قران بياوريد .
امر چهارم
در بيان
« إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
اين جمله مؤيّد ديگرى بر كذب مدعاى آنها است يعنى اگر راست مىگوييد شهداء و گواهان خود را حاضر كنيد و با كمك آنها سورهاى مانند قرآن بياوريد و اگر گواهان را دعوت ننموديد و نياورديد معلوم مىشود كه دعوى شما كذب محض و محض كذب است و جمله
« إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
جمله شرطيه و جواب و جزاء آن مفاد جمله قبل است يعنى « ان كنتم صادقين فادعوا شهدائكم من دون اللَّه و استعينوا منهم فى اتيان سورة من مثله »