ندارند كه آسمان را بناء و زمين را فراش قرار دهند و نميتوانند نسبت بانزال باران و اخراج ثمرات از زمين و خلقت رزق اقدام كنند پس چرا آنها را عبادت كرده و شريك حق مىدانيد ؟
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 23 ]
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 23 )
( اگر در آنچه بر بنده خودمان فرستادهايم شك داريد سورهء مثل آن بياوريد و گواهان خود را بجز خدا بخوانيد اگر راستگو هستيد ) معناى ريب در ضمن كلمه (
لا رَيْبَ فِيهِ )
و معناى نزول و مراتب آن در گفتار نهم ص 68 تا 71 و معناى عبد و عبادت در ذيل آيه قبل ص 436 و معناى سوره در اول سوره حمد ص 81 و اثبات معجزه بودن قرآن و جهات معجزه آن در گفتار ششم ص 40 تا ص 59 گذشت و در اينجا در ضمن چند امر بتوضيح بعضى از كلمات آيه مىپردازيم :
( امر اول )
مخاطب بخطاب در آيه بالا چنان كه از سياق برميايد همان « الناس » مذكور در دو آيه قبل مىباشد و در اين صورت دو اشكال پيدا مىشود اول اينكه كلمه « الناس » افاده عموم مىكند از مؤمن و كافر و منافق در صورتى كه توجه خطاب به كفار كه منكر اسلام هستند مىباشد زيرا مؤمنين ريب و شك در آيات الهى ندارند و اشكال دوم اينكه اگر مخاطب در آيه جميع كفار باشند پس شهداء آنها بايد غير مخاطب باشند و تحقيق در جواب اينكه همانطور كه گفته شد خطابات قرآن اختصاص