3 - ضعف و عجز و فقر متكلم كه سبب بعد او از مقام مخاطب است مانند نداء عبد مولاى خود را و لذا است كه در دعا گفته مىشود يا اللَّه يا ربّ و غيره و يا در آيه جهت بعد شنونده آورده شده چون اكثر مردم در غفلتاند و از مقام قرب پروردگار و آيات الهى دورند كلمهاى از موصولات مبهمه است بنا بر قول اخفش و وصلة النداء است بنا بر مشهور « 1 » كلمهها از ادات تنبيه است كه براى داخل شده است « 2 » كلمه الناس اسم جنس است و مشهور آن را نوع دانستهاند كه داراى افراد متّفق الحقيقة مىباشد يعنى حيوان ناطق اگر چه در عوارض و خصوصيّات با هم مختلفاند ولى تحقيق اينست كه آن را كلّى مشكّك بدانيم كه داراى افراد مختلف الحقيقية و ذوى مراتب باشد چون علوم و كمالات انسان جزو حقيقة نفس است قابل ترقى و تعالى و تنزل و انحطاط است زيرا نميتوان گفت كه حقيقت انبياء عظام با افراد شقى و پست چون فرعون و نمرود يكى است
هامش
( 1 ) . پنج قسم اى داريم اول شرطيه ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى ( سوره اسرى آيه 11 دوم استفهاميه مانند فباى حديث بعده يؤمنون ( سوره اعراف آيه 148 سوم موصوله مانندلَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا( سوره مريم آيه 70 ) چهارم كماليه مثل رجل و اى رجل پنجم وصلة النداء مانند همين آيه يا ايها الناس الاية
( 2 ) . سه نوعها داريم :
اول اسم فعل مانند هاؤم اقرؤا كتابيه ( يعنى بگيريد كتاب مرا و بخوانيد ) دوم ها تأنيث مثلفَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها( يعنى هر كسى را الهام كرد كارهاى زشت و پرهيزكاريش را ) سوم ها تنبيه كه چهار قسم است و يك قسم آن بر سراى در ميآيد مانند آيه بالا