در معلول ندارد بلى او علّت فاعلى است كه در افعالش مصلحت در ايجاد و قابليت در موجود ملحوظ است و لذا دو قاعده مسلّمة بين حكماء كه : الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد و الواحد لا يصدر الا عن الواحد « 1 » مخصوص علت تامه مىباشد و در حق خداى تعالى جارى نيست زيرا منشأ اختلاف در افعال خدا اختلاف حكم و مصالح است و به بساطت ذات فاعل لطمهاى نميزند براى توضيح بيشترى به كلم الطيّب جلد اول صفحه 49 تا 51 رجوع شود
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 21 ]
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( 21 )
( اى گروه مردم بپرستيد ( پروردگار خود و كسانى كه قبل از شما بودهاند ) را شايد در زمره پرهيزگاران درآييد )
( لغت و اعراب كلمات آيه )
يا از حروف ندا است و گفتهاند مخصوص نداى بعيد است و بعد بر دو قسم است بعد حقيقى كه زيادى فاصله بين منادى و منادا مىباشد و بعد تنزيلى حكمى و اين بعد خود اقسامى دارد :
1 - عدم توجه بمتكلم اگر چه مخاطب نزديك باشد چنانچه توجه موجب قرب است اگر چه مسافت دور باشد و قرب در عبادت نيز عبارت از توجه است 2 - غفلت كه بعد آن از عدم توجه بيشتر است چنان كه گاهى احتياج بمنبّهات زيادى است تا شخص غافل توجه پيدا كند
هامش
( 1 ) . از علت واحد فقط معلول واحد صادر مىشود و معلول واحد فقط داراى يك علت است