2 - فاعل بالجبر مانند اكراه شخصى براى ايجاد فعلى بدون اختيار 3 - فاعل بالقسر مثل حركت جسمى به طرف مخالف جاذبه خود مانند سنگى به طرف بالا يعنى بر خلاف طبع 4 - فاعل بالقهر مانند سقوط جسم ثقيلى بر زمين 5 - فاعل بالتجلّى كه علم بفعل دارد و سابق بر فعل هم هست و علم او عين ذات فاعل مىباشد مانند استعمال نفس قواى نفسانيه را 6 - فاعل بالعناية كه علم سابق بر فعل و زائد بر ذات فاعل مىباشد مانند سقوط از مكان مرتفعى به مجرد تخيّل و توهم 7 - فاعل بالرضا كه علم عين فعل و عين ذات فاعل است مانند انشاء نفس صور خياليّه را 8 - فاعل بالقصد كه علاوه بر علم بفعل داعى و قصد لازم است مانند تكلّم و رفت و آمد انسان و امّا در افعال الهى عدّهاى خدا را فاعل بالرضا دانسته مانند عرفاء و بعضى فاعل بالتجلّى گمان كردهاند مانند اشراقيين و برخى فاعل بالعناية پنداشتهاند مثل مشّائين و دستهاى فاعل بالقصد مانند متكلّمين و حق اينست كه افعال الهى از روى حكمت و مصلحت و تابع مصالح نفس الامريه و از روى علم و اختيار است و معناى قدرت نيز همين است لذا گفتهئيم كه اختيار صفتى مغاير قدرت نيست بلكه در مفهوم قدرت اختيار مأخوذ است بنا بر اين خدا نه فاعل بالرضا است كه علم عين فعلش باشد و نه بالتجلّى است و نه بالعناية كه اراده در او مأخوذ نباشد و نه فاعل بالقصد است كه احتياج بتصور و تصديق داشته باشد بلكه فاعل بالاراده است و اينجا است كه متذكر شدهايم اطلاق علّت تامه بر خدا صحيح نيست زيرا تأثير علّت در معلول خود بدون اختيار و قهرى است و علّت قدرت بر عدم تأثير
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٤٣٣