2 - وجود مبارك پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بمنزله شمس است كه ظلمات كفر و ضلالت و عادات جاهليت را از بين برد و منافقين قدرت مخالفت علنى نداشته ولى چون اين نور خاموش گرديد قدرت پيدا كردند و كردند آنچه كردند :
شمس درخشنده چو پنهان شود * شب پره بازيگر ميدان شود و تشبيه مقام رسالت به خورشيد در احاديث ديگر هم هست مانند حديثى كه منسوب به خود آن حضرت است كه فرمود
« اذا فقدتم الشمس فعليكم بالقمر و اذا فقدتم القمر فعليكم بالفرقدين و اذا فقدتم الفرقدين فعليكم بسائر النجوم » « 1 »
كه مراد از شمس وجود حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مراد از قمر امير المؤمنين عليه السّلام كه تمام كمالات نبى در او جلوهگر است و از فرقدين مراد امامين همامين حسن و حسين هستند و مراد از سائر نجوم ائمه تسعه از اولاد حسين كه هر كدام نشانه راه حق و راهنماى دين بودهاند .
3 - چون خداوند متعال براى ارشاد منافقين و كفّار و معاندين آنچه لازم بود از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و نصب خلفاء و ايجاد اسباب تكوينى از قبيل چشم و گوش و عقل و غيره فراهم و در دسترس آنها قرار داد اين عوامل و لوازم تميز كه بمنزلة استيقاد نار و اضائه اطراف آنان بود لكن چون انبياء را تكذيب كردند و به احكام خدا پشت پا زدند خداوند از آنان سلب توفيق نموده و همين ترك اعانه خدا سبب خذلان آنان گرديد و در ظلمات بىدينى باقى ماندند بنا بر اين اگر بمفاد اخبار دقت نمائيم متوجه ميشويم كه با وجوه سابق كمال تطبيق را دارد
هامش
( 1 ) . زمانى كه خورشيد از نظر شما ناپديد شد بر شما باد به ماه و وقتى ماه از نظر شما پنهان شد بر شما باد به دو ستاره فرقدان و زمانى كه اين دو ستاره افول كرد بر شما باد بساير ستارگان