و امّا وجه نسبت اين فعل به خداوند مانند نسبت ختم و طبع و ازدياد مرض و امثال اينهاست كه در ذيل آيه
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
،
فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
و
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
متذكر شديم كه مراد همان خذلان الهى است كه تهيّأ و آماده شدن معصيت براى شخص معصيت كار است كه خود آن را سبب شده و مقتضيات آن را فراهم نمود ، چنانچه شخص مطيع ، عبادت و اطاعت او موجب مىشود كه توفيقات الهى شامل حال او شود و اسباب و مقتضيات عبادت براى او فراهم گردد و بالجمله آنچه از آيات و اخبار در ابواب متفرقه استفاده مىشود ، الطاف و عنايات الهى نسبت بمؤمنين در دنيا علاوه بر مثوبات و فيوضات اخروى ، بسيار است كه بطور فهرست بقسمتى از آنها اشاره مىشود :
( 1 ) نورانيت قلب ( 2 ) ورود ملائكه در قلوب آنها ( 3 ) ميل و رغبت بعبادت ، ( 4 ) حلاوت مناجات با حق ( 5 ) تقويت ايمان ( 6 ) ازدياد معرفت ( 7 ) طرد شيطان و سدّ ابواب او ( 8 ) معاشرت با علماء و صلحاء و مؤمنين ( 9 ) اعراض از جلساء و همنشينان بد ( 10 ) فراغت قلب از مشاغل دنيوى ( 11 ) آمرزش گناهان ( 12 ) دفع بليّات ( 13 ) قضاء حوائج ( 14 ) اجابت دعاء ( 15 ) اصلاح امور و غير اينها از فوائد دينى و دنيوى ديگر و همچنين اهل كفر و نفاق و عصيان علاوه بر عقوبات اخروى و عذابهاى ابدى ، در دنيا بعقوبات و بلاهايى مبتلا ميگردند كه عبارتند از :
( 1 ) قساوت و سياهى قلب ( 2 ) تسلط شيطان بر قلب آنان ( 3 ) ورود وساوس شيطانى ( 4 ) ضعف ايمان اگر ايمانى داشته باشند ( 5 ) سد طريق سعادت ( 6 ) رغبت به معصيت ( 7 ) بىميلى بطاعت ( 8 ) حشر با همنشينان بد ( 9 ) اشتغال به دنيا بحدّى كه بزرگترين همّ آنان و مبلغ علمشان دنيا مىشود ( 10 ) فساد امور ( 11 ) نزول بلاء ( 12 ) سلب نعمت ( 13 ) مستجاب نشدن دعاء ( 14 ) سلب توفيق و همه فوائدى كه براى اهل ايمان است ( 15 ) تسلّط ظالم بر آنان و غير اينها از مضرّات ديگر ، و منشأ همه خود بنده است كه هر چه به طرف خدا رود وسائل قرب براى او آمادهتر